کلاهه

Never give up on anything.Go over,go under,go around,or go through.But never give up.

 
یکشنبه ٢٥ تیر ۱۳۸٥  

پيرزن كلون و دشت زيباي مهرچال

قلعه امامه (مازيار) - قرن سوم هجري

تنگ مهرچال

دشت مهرچال

دشت مهرچال


 
 
دوشنبه ۱٢ تیر ۱۳۸٥  

در فـــراق يار

جناب آقای سيد ابوالقاسم تمجيدی يكی ديگر از كوهنوردان و مربيان  پيشكسوت جامعه كوهنوردی ايران  و رئيس هيئت كوهنوردی تفرش به ديار باقی رخت بربست.  امروز در تماسی كه با مهندس احمدی از اعضائ هيت كوهنوردی تفرش داشتم از اين خبر غم انگيز و تاسف بار مطلع گشتم. وبلاگ كلاهه درگذشت اين كوهنورد برجسته را به خانواده محترم و همنوردان اين عزيز از دست رفته  تسليت مي گويد. روحش در اوج و راهش پر رهرو باد.

كه يكي هست و هيچ نيست جز او
وحـــــــده لا الـــــه الا هــــــــــــــو
.
.


 
 
پنجشنبه ۱ تیر ۱۳۸٥  

گزارش تصويری از نمايشگاه عكسهای حميد يعقوبی

به پــــــرواز در آی : عنوان نمايشگاه عكسهای حميد يعقوبی از كوهنوردان كشورمان كه در نگارخانه سيحون در خيابان وزرا , كوچه چهارم شماره ۳۰ از ۲۷ خرداد تا ۱ تيرماه برگزار گرديد.

 

به گفته ايشان بزودی عكسهای بيشتری از اين كوهنورد در سايت رامند می بينيم.

درآخرين روز توانستم از نمايشگاه بازديد كنم ; جای همه خالی بود ...


 
 
پنجشنبه ۱ تیر ۱۳۸٥  

افق ...

از خدا خواستم ...
از خدا خواستم تا دردهایم را از من بگیرد،
خدا گفت: نه !
رها کردن کار توست. تو باید از آنها دست بکشی .
از خدا خواستم تا کودک معلولم را درمان کند،
خدا گفت: نه !
روح او بی نقص است و تن او موقت و فناپذیر .
از خدا خواستم تا شکیبایی ام بخشد،
خدا گفت: نه !
شکیبایی زاده رنج و سختی است.
شکیبایی بخشیدنی نیست، به دست آوردنی است .
از خدا خواستم تا خوشی و سعادتم بخشد،
خدا گفت: نه !
من به تو نعمت و برکت دادم، حال با توست که سعادت را فراچنگ آوری .
از خدا خواستم تا از رنج هایم بکاهد،
خدا گفت: نه !
رنج و سختی ، تو را از دنیا دورتر و دورتر، و به من نزدیکتر و نزدیکتر می کند .
من هر چیزی را که به گمانم در زندگی لذت می آفریند از خدا خواستم و باز گفت: نه .
من به تو زندگی خواهم داد، تا تو خود از هر چیزی لذتی به کف آری .
از خدا خواستم یاری ام دهد تا دیگران را دوست بدارم، همانگونه که او مرا دوست دارد .
و خدا گفت: آه، سرانجام چیزی خواستی تا من اجابت کنم !