کلاهه

Never give up on anything.Go over,go under,go around,or go through.But never give up.

نقاشی بزرگترین پرتره دنیا به کمک GPS
سه‌شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸٧  

 

شاید در نگاه اول تصور کنید این پرتره حاصل تلاش کودکی خردسال برای کشیدن نخستین نقاشیهای خود است٬ اما با دانستن داستان پشت آن احتمالآ به تحسین ایده ی جالب و بکر خالق آن خواهید پرداخت.
portrait_small.jpg
هفدهم مارس امسال اریک نوردنانکار٬ طراح و هنرمند سوئدی یک وسیله ی ردیابی GPS (سامانه موقیت یاب جهانی به کمک ۲۴ ماهواره) را درون چمدانی قرار داد و آنرا به همراه مسیر دقیق از پیش تعیین شده ی خود به شرکت پست DHL تحویل داد.۵۵ روز بعد این چمدان به استکهلم بازگشت.سامانه GPS به صورت خودکار مسیر سفر این چمدان در دور دنیا را ثبت نمود.
theprojeckt.jpg
اریک اطلاعات ثبت شده را به کامپیوتر خود وارد کرد و پرتره ای را که در بالا می بینید خلق نمود!به دلایل تکنیکی او مجبور بود این پرتره را تنها با استفاده از یک خط رسم کند.این خط غول آسا با عبور از ۶ قاره و ۶۲ کشور دنیا یک مسیر ۱۱۰۶۶۴ کیلومتری را پیموده تا بدین ترتیب با خلق این پرتره اریک را به شهرت جهانی برساند.
عکسهای بیشتر و فیلمهای مربوط به این پروژه را در اینجا ببینید.

کلمات کلیدی: gps ،کلمات کلیدی: جی پی اس
 
چغازنبیل را چقدر می شناسیم؟
پنجشنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳۸٧  

 
کشف چغازنبیل


در سال ١٩٣۵ میلادی هنگامی که شرکت نفت ایران و انگلیس در حوالی رود دز به حفاری‌های نفتی مشغول بود، یکی از کارمندان نیوزیلندی شرکت به نام «براون» متوجه مجموعه‌ی عظیمی شبیه تپه شد که در مکانی مرتفع قرار گرفته بود. او از آن مجموعه که در زیر خاک مدفون بود آجری کتیبه‌دار پیدا کرد. در همان زمان یک گروه باستان‌شناس در فاصله‌ی ٣۵ کیلومتری در شوش به کاوش‌های باستان‌شناسی مشغول بود. براون آن آجر را نزد گروه برد تا شاید از راز آن تپه پرده بگشایند. این‌گونه بود که حفاری‌های نفتی، نام زیگورات چغازنبیل را در اذهان زنده کرد. بعدها کاوش‌های باستان‌شناسی بین سال‌های ١٩۵١ تا ١٩۶٢ میلا‌دی توسط رومن گیرشمن (Roman Girshman) باستان‌شناس فرانسوی انجام شد که اطلاعات مفیدی را از دل خاک در مورد چغازنبیل بیرون کشید.

 

معرفی زیگورات

در بین‌النهرین اعتقاد مردم بر این بود که خدایان متعددی دنیا را کنترل و اداره می‌کنند و هر شهری را خدایی است که از آن محافظت می‌کند. مردم در مرکز شهر برای خدایان معبد درست می‌کردند تا در آن زندگی کنند که گاه به شکل زیگورات بود. معابد کوچک‌تری هم ساخته می‌شد تا مردم هدایا و پیشکش‌های خود را تقدیم خدایان کنند.زیگورات (Ziqqurat) ساختمانی هرمی شکل بود که در چند طبقه ساخته می‌شد و با پلکان‌های متعدد به طبقات بالا می‌رسید. زیگورات‌ها در
بین‌النهرین قدمتی چندهزارساله دارند که در فاصله‌ی سال‌های ٢٢٠٠ تا ۵۵٠ قبل از میلاد ساخته شده‌اند.درمورد فلسفه‌ی وجودی زیگورات‌ها سه نظریه عنوان شده است: اول، آن‌ها برای مصون نگه‌داشتن گندم از سیلاب بهاری ساخته می‌شدند. دوم، این زیگورات‌های سترگ تقلیدی از کوه‌های مقدس دورتادور فلات ایران بود. بنابراین اگرچه پیدایش این بناها در خاک بین‌النهرین بود لیکن الهام‌بخش آن‌ها ایران و معنای آن‌ها از این سرزمین گرفته شده بود. بنابر نظریه‌ی سوم که البته معروف‌ترین قول است، زیگورات نردبان صعود به آسمان بوده است.پس از چندهزار سال هنوز هم تعدادی از این زیگورات‌ها یافت می‌شود، به عنوان مثال زیگورات اور (Ur ziqqurat) در جنوب بین‌النهرین و زیگورات چغازنبیل در ایران. زیگورات اور که ٢١١٠ سال قبل از میلاد ساخته شده قدیمی‌ترین و زیگورات چغازنبیل بزرگ‌ترین زیگورات جهان هستند.

شهر چغازنبیل

محدوده‌ی حکومت ایلامی‌ها خوزستان، لرستان، پشت‌کوه و کوه‌های بختیاری بود که از غرب به دجله، از شرق به قسمتی از پارس، از شمال به راه بابل و همدان و از جنوب به خلیج فارس محدود می‌شد و پایتخت آن شهر باستانی شوش بود.
با به حکومت رسیدن اونتاش نپیریشا (Untash Napirisha) در قرن ١٣ قبل از میلاد (١٣۴٠–١٣٠٠ قبل از میلاد)، چغازنبیل به عنوان پایتخت مذهبی و سیاسی ایلامی‌ها در نزدیکی رود دز ساخته شد و دوراونتاش (Dur Untash) نامیده شد. دوراونتاش به معنای قلعه‌ی اونتاش است. در بعضی از متون به خط میخی این شهر ال‌اونتاش (Ul Untash) ذکر شده که به معنی شهر اونتاش است.این شهر از سه حصار تودرتوی خشتی تشکیل شده و دروازه‌ی اصلی آن بر روی حصار بزرگ در ضلع شرقی قرار دارد. در حد فاصل حصار اول و دوم کاخ‌های شاهی و آرامگاه‌های سلاطین ایلام قرار دارند. در بین حصار دوم و سوم بقایای تصفیه‌خانه‌ی آب دیده می‌شود که جزو قدیمی‌ترین تأسیسات آب‌رسانی به شمار می‌رود. آب آن از رودخانه‌ی کرخه در فاصله‌ی چهل و پنج کیلومتری از طریق کانالی تأمین می‌شد. در مرکز حصار سوم معبد اصلی (زیگورات) قرار دارد.
تصویر بنیان‌گذار چغازنبیل –اونتاش نپیریشا– بر روی سنگ همراه با مجسمه‌ی مفرغی همسرش ملکه نپیراسو (Napirasu) هم‌اکنون در موزه‌ی لوور پاریس نگه‌داری می‌شوند. مجسمه‌ی ملکه، وی را در حال عبادت در برابر خدایان نشان می‌دهد. هم‌چنین بر روی دامن ملکه نام وی به همراه چند دعا به خط میخی درج شده است.

زیگورات چغازنبیل

زیگورات چغازنبیل معبد اصلی (زیگورات) مربعی به ضلع ١٠۵ متر است که اضلاع آن در جهات اصلی شرقی، غربی و شمالی و جنوبی واقع شده‌اند. اصل این معبد با به‌کارگیری میلیون‌ها آجر و در پنج طبقه به ارتفاع ۵٢ متر ساخته شده بود که در حال حاضر تنها دو طبقه از آن باقی مانده است. به غیر از طبقه‌ی اول و پنجم، تمامی طبقات از خشت پر شده بودند. طبقه‌ی پنجم که مرتفع‌ترین طبقه محسوب می‌شد و تنها کاهن‌ها و خانواده‌ی شاهی اجازه‌ی ورود به آن طبقه را داشتند، جای‌گاه قراردادن خدای اینشوشینک (god Inshushinak) یا خدای خاص شهر شوش بود. در حقیقت اونتاش، پادشاه ایلامی، این بنا را برای اینشوشینک ساخت. ایلامی‌ها معتقد بودند که هنگام غروب، خدایشان از آخرین طبقه‌ی زیگورات به آسمان پرواز می‌کند و روز بعد باز می‌گردد.

بر روی دیوارهای معبد آجرهایی به خط میخی مشاهده می‌شود که همگی دارای متنی یکسان هستند و بیان‌گر نام پادشاه و هدف او از ساخت این معبد است: «من اونتاش، پسر هوبانومنا، شاه انزان و شوش هستم. پس از آن که مصالح ساختمانی

را به دست آوردم، من در این‌جا شهر اونتاش و حریم مقدس را برپا نمودم و آن را در یک دیوار خارجی و یک دیوار داخلی محصور کردم. من معبد بلندی ساختم که شبیه آن‌چه شاهان پیش ساخته‌اند نبود و آن را به خدای اینشوشینک مقدس وقف کردم. باشد که ساختمان و زحمت من موقوفه‌ی ایشان شود و لطف و عدل اینشنوشینک در این‌جا برقرار بماند.»


میز قربانی


در اطراف معبد و بر روی کف اصلی دو سکوی مدور بریده مشاهده می‌شود که نظرات مختلفی در مورد آن‌ها ابراز شده، برخی آن‌ها را قربانگاه و برخی دیگر مربوط به ستاره‌شناسی و ساعت خورشیدی دانسته‌اند. در موزه‌ی لوور پاریس میزی موسوم به میز قربانی (Sacrificial Table) از جنس برنز موجود است که به احتمال زیاد متعلق به این جایگاه است (تصویر).دورتادور میز قربانی دو مار و پنج زن دیده می‌شوند. اندازه، دقت و ظرافت بالای به‌کاررفته در ساخت این میز حکایت از مهارت فراوان فلزکاران دوره‌ی ایلامی دارد.



میراث جهانی

چغازنبیل در سال ١٩٧٩ میلا‌دی از
طرف یونسکو در فهرست میراث جهانی قرار گرفت. این محوطه یکی از چند اثر ثبت شده‌ی ایران در فهرست میراث جهانی است. اهمیت این محوطه‌ی تاریخی به عنوان مهم‌ترین اثر به‌جای‌مانده از دوران حکومت ایلامی، قدمت ٣٠٠٠ ساله‌ی آن همراه با جاذبه‌های طبیعی از جمله عوامل مؤثر در به ثبت‌رسیدن این مجموعه به‌عنوان میراث جهانی بوده‌اند. فرسایش طبیعی و خسارت‌های ناشی از جنگ ایران و عراق، آسیب‌های فراوانی را متوجه این شهر کهن نمود. برای جلوگیری از تخریب هر چه بیشتر این منطقه، در سال ١٩٩٨ میلادی، توافقی بین سازمان میراث فرهنگی ایران، یونسکو، بنیاد اعتباری ژاپن و مؤسسه‌ی کراتره فرانسه (مؤسسه‌ی بین‌المللی حفاظت از بناهای خشتی)، برای اجرای طرح مطالعاتی حفاظت و مرمت محوطه‌ی تاریخی چغازنبیل در زمینه‌های مختلف علمی صورت گرفت. در راستای اجرای این طرح، یک پایگاه دائمی پژوهشی شامل آزمایشگاه، بخش حفاظت و مرمت، کتاب‌خانه، بخش رایانه‌ای و بخش مطالعات سفال در قسمت اداری موزه‌ی هفت‌تپه ایجاد و تجهیز شده است.

تهدید چغازنبیل توسط حفاری‌های نفتی


اخیراً گزارش‌هایی درباره حفاری برای اکتشاف نفت در منطقه‌ی چغازنبیل در خبرگزاری‌ها انتشار یافته است. مسئول واحد حقوقی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری خوزستان هشدار داده است که:«شرکت نفت در حریم زیگورات چغازنبیل، اقدام به حفر چاه‌هایی کرده است. این چاه‌ها در سه مسیر انفجاری برای کاوش لا‌یه‌های زیرزمینی این منطقه حفر شده‌اند. باستان‌شناسان هشدار می‌دهند هرگونه انفجار به تخریب این اثر باستانی منجر می‌شود»١.این خبر دوباره چغازنبیل را در زبان‌ها انداخت و تأثر و نگرانی عمیق دوست‌داران و محافظان فرهنگ ایران‌زمین را برانگیخت.

«آیا حفاری‌های نفتی که در سال ١٩٣۵ چغازنبیل را از دل تاریخ بیرون کشید، این بار آن را از صفحه‌ی تاریخ محو خواهد کرد؟!»

منبع: الهه مهر


کلمات کلیدی: زیگورات چغازنبیل
 
معرفی کتاب قانون در کوهستان
دوشنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳۸٧  


قانون در کوهستان


بررسی حقوقی مسئولیت افراد در برنامه های کوه نوردی
نوشته: سرکار خانم طاهره جعفری وکیل پایه یک دادگستری

پس از تجربه های تلخی که با وقوع حوادث دردآور کوه نوردی پشت سر گذاشتیم, هم چنان قصد ادامه دادن داریم و ما را گریزی از صعود و تجربه نیست. اما در هر حال راه طولانی در پیش داریم و آنچه تاکنون کسب کرده ایم آنقدر هست که بتوانیم به باز هم رفتن اما این بار درست رفتن امیدوار باشیم ........

متن بالا بخش کوتاهی از مقدمه نویسنده کتاب قانون در کوهستان است. بدون شک آشنایی با قوانین حقوقی در ورزش بخصوص ورزش پرهیجان کوه نوردی راهی مناسب برای مقابله با عواقب حوادث کوهستان بوده, ضمن آنکه موجب افزایش ایمنی در برنامه هی کوه نوردی و تدبیر اندیشی بخصوص از جانب سرپرستان گروهها و برنامه ها ی کوه نوردی می شود.

این کتاب جیبی دارای 92 صفحه بوده و در 4 مبحث و 12 بخش توسط نشر مشکی به چاپ رسیده.
مباحث اصلی کتاب عبارتند از:
مسئولیت حقوقی افراد
بررسی حدود مسئولیت کوه نوردان از نظر قانونی
بررسی مسئولیتهای ناشی از رفتار حادثه زا در کوه نوردی
مسئولیت حقوقی گروه ها, باشگاهها و تورها

 

وبلاگ کوه قاف 


کلمات کلیدی: معرفی کتاب ،کلمات کلیدی: قانون در کوهستان
 
فهرست کشته شدگان در هشت هزار متری ها
شنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳۸٧  

فهرست کشته شدگان در هشت هزار متری ها

 

هشت هزار متری ها  ، 14 کوه هستند که ارتفاع آنها بالای 8000 متر از سطح دریا می باشد. همه آنها در رشته کوه های هیمالیا و قراقروم قرار دارند.

این فهرستی از برخی کوه نوردان برجسته است که در ان کوه ها جان باخته اند. ( این فهرست کامل نیست ؛ شما می توانید به تکمیل آن کمک کنید. سایت ویکیپیدیا )

 

Mount Everest

 

19 May 2006 - Vitor Negrete

 

15 May 2006 - David Sharp

 

24 May 1998 - Francys Arsentiev

 

24 May 1998 - Sergi Arsentiev

 

September 1996 - Lopsang Jangbu Sherpa

 

Late May, 1996 - Bruce Herrod

 

10 May 199611 May 1996 - the 1996 Everest Disaster - Scott Fischer, Rob Hall, Yasuko Namba, Green Boots, Dorje Morup, Tsewang Smanla

 

May 9, 1996 - Chen Yu Nan

 

1993 - Lobsang Tshering, Pasang Lhamu Sherpa

 

1984 - Hristo Prodanov

 

17 May 1982 - Peter Boardman, Joe Tasker

 

02 October 1979 - Hannelore Schmatz

 

8 June 19249 June 1924 - Andrew Irvine, George Mallory آندرو ایروین ، جورج مالوری

 

K2

 

1995 - Alison Hargreaves, Rob Slater

 

23 June 198624 June 1986 - Lilliane Barrard, Maurice Barrard

 

1986 - Alan Rouse, Julie Tullis

 

1978 - Nick Estcourt [1]

 

1953 - Art Gilkey

 

Kangchenjunga

 

12 May 199213 May 1992 - Wanda Rutkiewicz

 

Lhotse

 

22 May 2007 - Pemba Doma Sherpa

 

24 October 1989 - Jerzy Kukuczka  جرزی کوکوشکا        

 

Makalu

 

27 January 2006 - Jean-Christophe Lafaille  ژان کریستوف لافائل    

 

18 May 2004 - Vladislav Terzyul

 

Cho Oyu

 

Dhaulagiri

 

24 October 1999 - Ginette Harrison

 

16 May 1998 - Chantal Mauduit

 

Manaslu

 

28 May 2006 - Sue Fear

 

Nanga Parbat

 

22 July 2006 - José Antonio Delgado

 

24 August 1895 - Albert F. Mummery

 

Annapurna I

 

25 December 1997 - Anatoli Boukreev آناتولی بوکریف   

 

30 May 1970 - Ian Clough

 

Gasherbrum I

 

September 2003 - Mohammad Oraz[2]           محمد اوراز

 

Broad Peak

 

8 July 2006 - Markus Kronthaler

 

Gasherbrum II

 

Shishapangma

 

5 October 1999 - Alex Lowe

 

References

 

  1. ^ Chris Bonington, Mountaineer, Diadem Books, 1989, ISBN 0-906371-97-X
  2. ^ Iranian expedition

 

منبع : دانشنامه ویکیپیدیا – انگلیسی
 
کول جنون
جمعه ٢٠ اردیبهشت ۱۳۸٧  

 

 تیغه کول جنون از فراز قله شاه تخت

برنامه کول جنون ، از جمله برنامه های آمادگی بود که مهدی برای اجرای خط الراس اشترانکوه بود در نظر داشت و خوب با توجه به نوع مسیر و سختی آن می توانست محک خوبی باشد.این برنامه در نیمه دوم اربیهشت ماه اجرا شد و قراربود با اجرای چند برنامه مشابه دیگر پیمایش خط الراس درتعطیلات خرداد ماه اجرا گردد.کول جنون که با آن کول همایلون هم گفته می شود آخرین قله خط الراس 55 کیلومتری اشترانکوه است .کلمه کول در زبان محلی به معنی خانه است و کول جنون به معنی خانه جن یا جنیان نامیده می شود.در واقع بخاطر سنگ صدا های وحشتناکی که حاصل از ریزش سنگ در کوه بوده است مردم این نام را برآن نهاده اند.از روستای کمندان که پای صعود است با حرکت به سمت غرب در امتداد رودخانه اصلی و طی مسافت 8.7 کیلومتر به پناهگاه مرحوم سلیمانی که در ارتفاع 3000 متری قرار دارد می رسید که قسمت زیر پناهگاه در زمستان کاملا بهمنی است.برای رسیدن به زیر تیغه باید یک تراورس بر روی یخچال داشته باشید که در اصل پیشانی یخچال چال سیاه است که در زیر قله کول جنون و شاه تخت ها واقع گردیده است.خط الراس اشترانکوه از نوعی سنگ های آهکی تشکیل شده است که در علم زمین شناسی به آن دولومیت می گویند .این سنگ ها بسیاز تیز و برنده هستند و معمولا گیره های خوب برای صعود دارند حتی بعضی جاها برای اینکه کمی اصطکاک آن کم بشه بهتره بهشه پودر بزنیم.تیغه کول جنون ابهت و عظمت خاصی داره که در نگاه اول بد جوره آدم رو می ترسونه ولی وقتی در گیر می شوی چندادن سخت نیست.این تیغه حدودا 1.3 کسیومتر است و از پای آن تا قله 460 متر ارتفاع می گبرد و فقط در یک قسمت تیغه یک دولفر 5 متری است که کراکس مسیر می باشد آن هم بخاطر این که کاملا در فضا قرار گرفته و حدود 300 متر زیر آن خالیست و بهتر است کاملا با حمایت صعود شود.ارتفاع قله 3933 متر است.در برگشت مجبور هستید از برفچال پشت قله فرد بیایید که دارای شیبی تقریبا برابر با 35-45 درجه است.بهتر است با استفاده از یک کارگاه گلابی فرود بروید تا اینکه بخواهید این مسافت یک کیلومتری را با تکنیک های کار با کلنگ مثلا سخمه کردن فرود بیایید.البته این را زمانی بهش رسیدیم که چندین بار در هنگام سخمه کردن مجبور به ترمز کردن شدم و در یک با آدرنالین خونم به شدت بالا رفت چون زیر پام  یک 200 متر خالی بود.بعد از فرد به یک سنگ بزرگ که شکل انگشت شصت است می رسید که به آن انگشت خدا گفته می شود.از آنجا کمی دست به سنگ فرود می رویدتا به یخچال برسید.اینبار دیگه اشتباه قبلی را تکرار نکردیم و با جاگذاشتن یک بلوک یک طول طناب فرو رفتیم تا تقریبا شیب یخچال کم شد و به کف یخچال رسیدیم.برنامه هیجان و جذابیت خاصی دارد ولی هیچگاه رعایت اصول ایمنی را نبایدفراموش کرد.



پروفیل مسیر صعود قله کول جنون از پناهگاه

 

* فایل GPS مسیر را می توانید از اینجا دانلود کنید.

* آشنایی با خط الراس اشترانکوه


کلمات کلیدی: کول جنون
 
کلاهه
سه‌شنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳۸٧  
 
 

 
به من گفتی که دل دریا کن
ای دوست
همه دریا از آن مـا کن
ای دوست
دلــم دریا شد و دادم بـه دستت
مکش دریا به خون
پروا کن ای دوست
مکش دریا به خون پروا کن ای دوست.
 

  
 
دشت زیبای فندقلو
شنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳۸٧  
دشت فندقلو

دشت فندق‌لو در استان اردبیل و در ۱۶ کیلومتری شهرستان اردبیل واقع شده است، جنگل فندق لو بعلت نزدیکى به شهر نمین و سهولت دسترسى از جاده بین شهرى اردبیل ـ آستارا همواره به‌عنوان یک منبع تفرجگاهى مطرح بوده است. این جنگل یکى از اراضى تفرجى جنگلى است که به فاصله 10 کیلومتر از شهر نمین و 30 کیلومتر از شهر اردبیل قرار گرفته و در حال حاضر به کانون عمده اى از فعالیتهاى فراغت بدل شده است. نظر به اینکه درخت فندق نسبت به سایر درختان جنگلى وضعیت غالب دارد این منطقه فندق لو نامیده میشود. این منطقه در سطحى به طول تقریبى 25 کیلومترى پراکنده است که از شرق خانقاه علیا واقع در مسیر جاده بین شهرى نمین ـ آستارا شروع و با جهت شمال غربى ـ جنوب شرقى در شرق روستاى حور خاتمه مى یابد.
 
 
 
 
 
 

کلمات کلیدی: دشت فندقلو
 
نگاهی به زندگینامه آناتولی بوکریف
دوشنبه ٩ اردیبهشت ۱۳۸٧  

نگاهی به زندگینامه آناتولی بوکریف

 

                               

 

آناتولی نیکلایوویچ بوکریف ( 16 ژوئیه 1958 – 25 دسامبر 1997 ) کوه نورد روسی ( اتحاد جماهیر شوروی/ قزاقستان ) بود که به هفت قله 8000 متری بدون استفاده از اکسیژن صعود کرد.

بوکریف با وجود داشتن مهارت ، در جامعه کوه نوردی بین المللی تا قبل از فصل کوه نوردی بهار 1996 در کوه اورست که دوازده نفر در یکی از بزرگترین فجایع تاریخ کوه نوردی اورست جان دادند ، نسبتا ناشناخته بود. این حوادث در کتاب های پر فروش " صعود " بوکریف و " در هوای رقیق " جان کراکاور به ترتیب وقوع نقل شد.

 

زندگینامه :

بوکریف در 16 ژانویه 1958 در جنوب کوه های اورال در اتحاد جماهیر شوروی بدنیا آمد. پس از اتمام دبیرستان در 1975 ، در دانشگاه آموزشی چلابینسک در Russian SFSR ادامه تحصیل داد و در سال 1979  در رشته فیزیک فارغ التحصیل شد. در همان زمان ، دوره  مربیگری اسکی استقامتی را هم به اتمام رساند.

پس از فارغ التحصیلی ، بوکریف 21 ساله رویای کوه های واقعی را در سر پروراند. بوکریف به آلما آتا ، مرکز جمهوری سوسیالیستی قزاق واقع در یال تین شان مهاجرت کرد. از سال 1985 از تیم مختلط قزاقستان در زمینه کوه نوردی پشتیبانی کرد. در سال 1991 پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی ، تابعیت جمهوری 

قزاقستان را پذیرفت .

صعودهایی که بوکریف انجام داده است :

 

خلاصه ای از برجسته ترین صعود های وی به این قرار است :

1987

-قله لنین (7137متر) – اولین صعود انفرادی

1989

15 آوریل :کانچن جونگا (8556 متر ) – مسیر جدید به همراه دومین صعود تیمی هیمالیای شوروی

30 آوریل -2 می : کانچن جونگا – اولین تراورس چهار قله 8000 متری قلل کانچن جونگا

1990

آوریل : کوه مک کینلی – مسیر خط الراس کاسین

می : کوه مک کینلی – مسیر ریب غربی (West Rib )

1991

10 می : دائولاگیری – مسیر جدید بر روی دیواره غربی به همراه اولین صعود تیمی هیمالیای قزاقستان

7 اکتبر : کوه اورست – مسیر گرده جنوبی

1993

14 می : کوه مک کینلی ( 6193 متر )

30 جولای : k2 (8611 متر )

1994

29 آوریل : ماکالو 2 ( 8460 متر )

15 می : ماکالو ( 8476 متر )

1995

17 می : کوه اورست – مسیر خط الراس شمالی

30 ژوئن : قله آبای ( 4010 متر ) – راهنمای رییس جمهور قزاقستان

8 اکتبر : دائولاگیری ( 8176 متر ) – رکورد سریع ترین صعود ( 17 ساعت و 15 دقیقه )

8 دسامبر : ماناسلو ( 8156 متر ) – به همراه دومین صعود تیمی هیمالیای قزاقستان

1996

10 می : کوه اورست – مسیر گرده جنوبی

17 می : لوتسه – صعود انفرادی ، رکورد سرعتی

25 سپتامبر : چو اویو ( 8201 متر ) – به همراه سومین صعود تیمی هیمالیای قزاقستان

9 اکتبر : قله شمالی شیشاپانگما ( 8008 متر )

1997

24 آوریل : کوه اورست ( 8850 متر )

23 می : لوتسه

7 جولای : برود پیک ( 8047 متر )

14 جولای : گاشربروم 2 ( 8035 متر ) – صعود انفرادی

 

 آناتولی بوکریف ( چپ) و مارتین آدامز به همراه پرچم قزاقستان در اورست سال 1996                                             

 

 

اورست 1996

 

بوکربف راهنمای اصلی کوه نوردی تیم Mountain Madness  به سرپرستی اسکات فیشر بود. این تیم شامل هشت مشتری بود که هر کدام 65000 دلار آمریکا برای صعود به قله اورست با راهنمای تمام وقت پرداخته بودند: ( همه سن ها داده شده مربوط به سال 1996 می باشد.)

  • مارتین آدامز (47 ساله ) – سابقه صعود به آکونکاگوا ، دنالی ، کلیمانجارو.
  • شارلوت فاکس (38 ) – سابقه صعود به تمام 54 قله 4200 متری در کلرادو و دو قله 8000 متری
  • لن  گامل گارد (35 ) – کوه نورد مجرب
  • تیم مدسن (33) – سابقه انجام صعود های زیاد در Colorado and Canadian Rockies ، تجربه اندک در قلل 8000 متری
  • سندی هیل پیتمن (41) – سابقه صعود به شش قله از هفت قله
  • پیت شونینگ (68) – یکی از اولین آمریکایی هایی که به کوه وینسون و گاشربروم 1 صعود کرد.
  • کلو شونینگ (38 ) – برادر زاده پیت ؛ اسکی باز سابق آمریکا ؛ بدون تجربه در 8000 متری.

پیت شونینگ همان وقت که در اردوگاه اصلی اورست بود تصمیم گرفته بود صعود نهایی به قله را انجام ندهد. این تیم حمله به قله را در 6 می آغاز کردند و قصد داشتند با عبور از اردوگاه 1 شب را در اردوگاه 2 بگذرانند. اما وقتی راهنما ها به اردوگاه 1 رسیدند ، کروز را در یکی از چادرها یافتند که به  بیماری کوه و احتمالا ادم مغزی دچار شده بود. کروز جهت درمان به همراه فیشر به اردوگاه اصلی برگشتند. حدود نیمه شب 10 می ، بوکریف ، نیل بیدلمن ، اسکات فیشر و گروهی از شرپاها راهنمایی شش مشتری باقیمانده را به سوی قله از اردوگاه 4 در گردنه جنوبی ( 7900 متر ) آغاز کردند. تاخیر های صورت گرفته در جنوب قله به علت ناکامی شرپاها در نصب طناب ها تا زمان رسیدن تیم به آن نقطه ، یک ساعت از صعود تیم را هدر داد.

بوکریف که بدون استفاده از اکسیژن کمکی صعود می کرد ، در ساعت 7/1 بعدازظهر به قله رسید. در ساعت 30/2 بعدازظهر فرود به اردوگاه 4 را آغاز کرد. تا آن زمان ، آدامز و کلو شونینگ به قله رسیده بودند. اما، بیدلمن و 4 مشتری باقیمانده هنوز نرسیده بودند .بوکریف ثبت کرد که 5 بعدازظهر به اردوگاه 4 رسید. دلایل تصمیم بوکریف به فرود جلوتر از مشتریانش مورد تردید می باشد. بوکریف گفت که می خواست برای کمک به مشتریان در حال تلاش در قسمت های پایین تر شیب کمک کند ، و در صورت ضرورت چایی گرم و اکسیژن بیشتر پیدا کند. جان کراکاور روزنامه نگار که به همراه تیم  Adventure Consultants صعود می کرد ، اظهار می دارد که امتناع بوکریف برای استفاده از اکسیژن اضافی و نداشتن لباس گرم ، منتظر ماندن در قله برای رسیدن مشتری های باقیمانده را برای او بسیار خطرناک می ساخت.

در ساعت 4 عصر کولاک شروع شد و دشواری هایی را برای اعضای تیم در حال فرود ایجاد کرد. برف طناب های نصب شده را پوشاند و مسیری را که این تیم به هنگام صعود ایجاد کرده بودند از میان برد و منجر به گم شدن چندین کوه نورد در گردنه جنوبی شد. بیدلمن ، شونینگ ، فاکس ، مدسن ، پیتمن و گامل گارد ، همراه با مایک گروم ، بک وذرز ویاسوکو نامبا از تیم Adventure Consultants تا نیمه شب در کولاک سرگردان شدند. وقتی دیگر نتوانستند به راهپیمایی ادامه دهند در حدود 20 متری شیب تند جبهه کانگ شونگ بغل هم نشستند.

حدود نیمه شب ، کولاک تا اندازه ای برطرف شد و تیم توانست  اردوگاه 4 را در حدود 200 متری دورتر از آنجا مشاهده کند. بیدلمن ، گروم ، شونینگ و گامل گارد برای یافتن کمک حرکت کردند. مدسن و فاکس پیش گروه باقی ماندند تا نجات دهندگان را صدا بزنند. وذرز از گروه جدا شد. بوکریف محل کوه نوردان را پیدا کرد و ابتدا پیتمن و بعد فاکس و مدسن را به محل امن آورد. او نتوانست برای بار سوم به دنبال نامبا برود. در ضمن فیشر تا ساعت 45/3 عصر به قله نرسیده بود. او بیمار و احتمالا مبتلا به HACE  بود ، و در اثر صعود بسیار خسته شده بود. فیشر قادر نبود در این طوفان به زیر جنوب قله ( 8350 متر ) فرود آید. روز بعد ، شرپاها محل فیشر را پیدا کردند اما وضعیت او به اندازه ای وخیم شده بود که آنها توانستند  تنها به طور موقتی از او مراقبت کنند. بوکریف سه بار پی در پی برای نجات دادن تلاش کرد ، اما در حدود ساعت 7 عصر بدن منجمد فیشر را  پیدا کرد. در ژانویه 1997 ، بوکریف گزارش سفر ، یادداشت های شخصی  و نامه هایش و یک گزارش شفاهی را به گری وستون دوالت ( نویسنده )  داد و او نیز با کنار هم قرار دادن تمام این اطلاعات آن را به صورت کتابی تحت عنوان " صعود " در آورد. گزارش بوکریف از سفر تیمی 1996 از بسیاری جهات با گزارش های ارائه شده در " هوای رقیق " جان کراکاور ، " به جای مانده برای مرگ " وذرز ، " صعود بلند " گامل گارد و " سمت دیگر اورست " دیکینسون متفاوت است. هدف دیگر کتاب " صعود " پاسخ به انتقاد های کراکاور در مورد رفتار بوکریف به عنوان راهنما بود.

 در 6 دسامبر 1997 ، تاد بورلسون ، پیت آتانز  و بوکریف ، نشان David A Sowles Memorial  را از باشگاه آلپی آمریکا به خاطر شجاعت و از خود گذشتگی در نجات چهار کوه نورد در طی این سفر دریافت کردند. این معتبرترین نشان این باشگاه آلپی است ؛ دریافت کنندگان دیگر این نشان شامل Ed viesturs و اد وبستر می باشند.

 

مدافعان بوکریف

در مقاله ای در مجله Salon  که نگاهی مجدد به فاجعه 1996 اورست داشت ، وستون دوالت می گوید :" در 17 آوریل 1997 با بیدلمن صحبت کردم – سه ماه قبل از تسلیم نسخه دست نویس کتاب صعود – و در جریان آن در مورد اظهار نظری  که او در طی گزارشی که به صورت ضبط شده در مورد کوه نوردان Mountain Madness در اردوگاه اصلی اورست در 15 می 1996 به عمل آورده بود ، پرسیدم. اظهار نظر بیدلمن :" می دانستم که آناتولی پایین رفته بود. مشکلی با این کار نداشتم. می دانستم که ماندن او خوب بود ،  اما در عین حال فرود ما را ضرورتا بهتر از این نمی کرد. از این دستور او که به اسکات فیشر گفته بود بلافاصله پایین بیاید خبر نداشتم ، اما پس از شنیدن آن ، از آن حمایت کردم. فکر می کنم فکر خوبی بود و در واقع اگر پایین نرفته بود ، تلاش های او برای جمع کردن افراد غیرممکن می شد. "

دوالت ادامه می دهد ، " ادعای کراکاور – که ( مارتین ) آدامز می گوید صحیح نمی باشد – مبنی بر این که شاهد گفتگوی بین بوکریف- فیشر بوده است ( به یاد داشته باشید که بوکریف پیش از تیمش به پایین آمد ) همان چیزی بود که در مصاحبه ای که در 21 آوریل 1997 با او داشتم به من گفت. کراکاور گفت :"

:" برای اثبات این ادعا پنج نفر در آنجا بودند. اسکات و اندی هریس مرده اند. آناتولی ، مارتین آدامز و من این مکالمه را شنیدیم . " با ادامه مصاحبه ، کراکاور از آن موضع عقب نشینی کرد و گفت :" چیزی که براستی می دانم حرف هایی است که مارتین به من گفت." و صحبت دوم ، صحبت که در آن بوکریف گفت که او و اسکات در مورد نیاز به فرود سریع با هم هم عقیده هستند؟ در 21 آوریل 1997 ، در مصاحبه با کراکاور ، از او پرسیدم که آیا واقعاً می داند که صحبت دومی بین بوکریف و فیشر انجام نشده است. در حالیکه با تردید فکر می کرد که صحبت دومی بین میان نبوده است گفت ": در این مورد می توانم اشتباه کرده باشم. من آنجا نبودم . من قبل از آناتولی ، قدمگاه ( هیلاری ) را ترک کردم. حال خود اسکات --- فکر می کردم مکالمه آنها تا آن زمان تمام شده بود. شاید اشتباه می کنم. من آنجا نبودم . اما اگر پس از آن زمان که من آنجا را ترک کردم ادامه پیدا کرده باشد ، تعجب می کردم ، به واسطه طبیعت --- خوب ، در هر صورت ، این را نمی دانم."

دوالت می افزاید :" اگر خودم را محدود به موضوعات آخرین پاسخ کراکاور به ( مجله ) Salon کنم ، یک موضوع بلافاصله به ذهن می آید: اتهام کراکاور مبنی بر این که آناتولی در روز صعود لباس مناسبی بر تن نداشت ، اتهامی که پس از بررسی عکس های گرفته شده در قله اورست در 10 می 1996 نادرستی آن ثابت شد."

 

آناپورنا 1997

در زمستان سال 1997 ، بوکریف به همراه سیمون مورو و یک کوه نورد مجرب ایتالیایی در حال تلاش برای صعود به جبهه جنوبی آناپورنای 1 ( 8078 متر ) بود. دیمیتری سوبولوف ، فیلمبردار قزاق برای مستند سازی این صعود ، همراه آنان بود.

در 25 دسامبر حدود ظهر ، بوکریف و مورو در حال نصب طناب در معبری در ارتفاع تقریبی 5700 متری بودند. ناگهان نقابی از یک یال که از مسیر کوه نوردی قابل رویت نبود فرو ریخت. بهمن ایجاد شده مورو را به پایین کوه پرت کرد و بر اثر آن درست بالای چادرشان در اردوگاه 1 ( 5200 متر ) فرود آمد. تصادفا ، مورو تقریبا نزدیک بالای واریزه های بهمن قرار گرفته بود و موفق شد پس از چند دقیقه خود را بیرون بکشد. چون مورو نتوانست بوکربف یا سوبولوف را ببیند یا صدای آنان را بشنود ، به اردوگاه اصلی آناپورنا پایین آمد. از آنجا وی را برای جراحی پارگی تاندون های دستش که بر اثر سقوط ایجاد شده بود با بالگرد به کاتماندو انتقال دادند.

خبر حادثه در 26 دسامبر به نیو مکزیکو رسید . لیندا وایلی ، دوست بوکریف ، در 28 دسامبر با هواپیما به نپال رفت . چندین تلاش با بالگرد برای رسیدن به محل وقوع بهمن انجام شد اما هوای نامساعد اواخر دسامبر مانع رسیدن تیم های جستجو به اردوگاه 1 شد. اندکی امیدواری بود که بوکریف و سوبولوف توانسته باشند به اردوگاه 1 برسند. اما ، بالاخره در 3 ژانویه 1998 ، جستجو گران توانستند به اردوگاه 1 و چادری خالی برسند. پس از آن لیندا وایلی پیام ناراحت کننده ای را از کاتماندو ارسال کرد :

"این پایان کار است ... امیدی به زنده پیداکردن او نیست ."

در محل اردوگاه اصلی آناپورنا ، سنگ یادبودی به یاد بوکریف با نقل قولی از او نصب شده است :

 

" کوه ها ورزشگاه هایی نیستند که بلند پروازی ام را در آنجا ارضاء کنم ، بلکه مکان های مقدسی هستند که در آنجا اعمال مذهبی ام را به جا می آورم ...  من به این کوه ها می روم همانگونه که انسان ها برای عبادت میروند. از بالای قلل مرتفع آنها گذشته ام را می بینم ، رویای آینده را می بینم و با برائتی غیر معمول ، اجازه دارم حال حاضر را تجربه کنم ... در حالیکه چشمانم باز شده و توانم تجدید شده است. در کوه ها خلقت را جشن می گیرم . در هر سفر دوباره متولد می شوم."

 

منابعی که در نوشتن این مقاله توسط نویسنده اصلی استفاده شده است:

  1. ^ Salon Wanderlust | Coming down
  2. ^ Summit Journal '96: Scott Fischer Returns to Everest: Anatoli Boukreev response
  3. ^ Summit Journal '96: Scott Fischer Returns to Everest: Reply from Jon Krakauer

 

منبع : www.wikipedia.com/english

مترجم : فریدون شیرمحمدلی


کلمات کلیدی: آناتولی بوکریف
 
برای یک بهاری دیگر
یکشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸٧  


... وقت زیادی تا پایان روز باقی نمانده بود ولی باز هم منتظر بودم،
و این فکر مدام آزارم می داد که اکنون که هستم
چند دوست مرا یاد کردند؟
و بعد از مرگم،
زمانی که دیگر نیستم ؛چقدر در یادشان می مانم ؟
و آیا کسی یادی از من خواهد کرد...؟
.
.
.
ای دوست قبولم کن و جانم بستان
مستم کن وز هر دو جهانم بستان
با هر چه دلم قرار گیر بی تو
آتش به من اندر زن و آنم بستان


پی نوشت:شعر از مولانا


 
طرز استفاده از GPS در گوشی نوکیا N95
چهارشنبه ٤ اردیبهشت ۱۳۸٧  

طرز استفاده از GPS در گوشی نوکیا N95 - دکتر سیروس نکوئی
 
مقدمه: همانطور که می دانید، GPS یک سیستم موقعیت یاب جهانی است که با 36 ماهواره مخصوص موجود در مدار زمین عمل می کند و هر لحظه با دریافت سیگنال از چند ماهواره، موقعیت طول و عرض جغرافیائی و ارتفاع آن نقطه را محاسبه می کند. GPS یک سیستم مستقل از موبایل است و هیچ ارتباطی با شبکه تلفن همراه ندارد (ضمناً هیچ ربطی به GPRS ندارد!). همانطور که امروزه گوشی های موبایل مجهز به تجهیزات اضافه ای مانند دوربین عکاسی شده اند ، GPS نیز بر روی معدودی از گوشی های موبایل گذاشته شده است و بنابراین ربطی به شبکه های تلفن همراه و یا GPRS ندارد و در هر نقطه از جهان قابل استفاده است. ضمناً باید دانست که یک دستگاه گیرنده GPS معمولی، فقط گیرنده است و فرستنده نیست.
گوشی تلفن نوکیا N95 مجهز به گیرنده GPS است (سخت افزار آنرا دارد) اما بدلیل اینکه نرم افزار مناسب این کار را ندارد لذا تقریباً GPS آن بلا استفاده است مگر آنکه 1-نرم افزار مناسب روی آن نصب شود 2-نقشه های مناسب روی آن نرم افزار load شود. در این صورت تقریباً مثل یک گیرنده دستی GPS بخوبی عمل می کند.
الف) نرم افزار مناسب: بهترین نرم افزار برای این کار SmartcomGPS است که فقط از ورژن 1.55 به بعد آن می تواند GPS داخلی موبایل را ساپورت کند.
نام این فایل SmartComGPS.v1.55-s60v3-unsigned_Cracked-SergeyL.sis است و بصورت کرک شده در اینترنت وجود دارد اما این کافی نیست و روی گوشی نصب نمی شود زیرا این فایل ساین شده نیست . برای این منظور باید فایل برای هر گوشی بخصوص با دادن شماره سریال آن اصطلاحاً sign شود (و گرنه certificate error می دهد).
طرز انجام این عمل:
1-در سایت
www.symbiansign.com رجیستر شوید (مراحل آن کمی طولانی است و ضمنا آدرس های ایمیل عمومی نظیر یاهو و گوگل و msn را قبول نمی کند!)
2-نرم افزار Developer certificate request را به حجم حدود 3MB از این سایت دانلود و نصب و اجرا کنید.
3- در مرحله اول، یک نام فایل به دلخواه با پسوند .csr (مثلا smartcom155.csr ) ایجادکنید.
4- در مرحله دوم در قسمت ACS pub ID گزینه No را انتخاب کنید.
5-در قسمت زیر آن فایلی به همان نام قبلی اما با پسوند key. می سازیم و پسورد دلخواه را انتخاب می کنیم.
6-به مرحله سوم می رویم و تمامی فیلدهای ستاره دار را پر می کنیم
7-در مرحله چهارم شماره سریال گوشی را در قسمت IMEI وارد می کنیم (ابتدا روی دکمه سمت راست کلیک کرده مراحل را طی می کنیم تا شماره سریال وارد شود). می دانیم که برای بدست آوردن شماره سریال گوشی باید *#06# را بزنیم.
8-در قسمت زیر آن 13 گزینه هست که باید همه آنها را Add کنیم
9-در مرحله پنجم دکمه Finish را می زنیم
10-برنامه را می بندیم و حالا دو فایل با پسوندهای csr و key داریم
11-مجدداً به سایت مزبور رفته و login می کنیم.
12-در سمت چپ صفحه روی Developer certificates و سپس روی Request کلیک می کنیم. 13-در صفحه باز شده فایل با پسوند csr را آبلود می کنیم
14-سایت یک فایل با پسوند cer به ما می دهد که باید آنها را دانلود کنیم.
15-حال به برنامه bin sign داریم که با حدود 1MB از اینترنت (مثلاً از تالار گفتگوی نیک صالحی به آدرس زیر) دانلود می کنیم:
http://forum.niksalehi.com/attachment.php?attachmentid=2030&d=1183563003
و سپس فایل signsis.exe را اجرا می کنیم.
16-در قسمت بالا نام فایلی که قرار است sign شود و در قسمت وسط نام فایل cer که از سایت گرفته ایم و در قسمت پایین، فایل key که خودمان ساخته ایم و پسورد مربوطه را وارد کرده روی دکمه Sign it کلیک میکنیم
17-فایلی با پسوند sis در همان مسیر قبلی ایجاد می شود که نرم افزار ساین شده است و آنرا روی گوشی می توانیم نصب کنیم.
18-نکته مهم: روی گوشی در قسمت منو tools App manager Settings رفته گزینه sofrware… را روی All و گزینه online… را روی off می گذاریم. اگر پیام داد certificate expired به آن معناست که از زمان ساخت فایل sign شده بیش از 6 ماه گذشته و عمل ساین کردن را باید دوباره انجام دهیم
اکنون نرم افزار SmartComGPS را روی گوشی اجرا می کنیم و کشویی گوشی را باز کرده و در منوی GPS گزینه connect را انتخاب میکنیم و در فضای آزاد به مدت حدود 5 دقیقه قرار می دهیم. هرگاه کلمه GPS که در پائین و چپ صفحه به رنگ قرمز نوشته شده، به رنگ سبز در آمد، به این معناست که گیرندگی کامل شده وموقعیت یابی انجام شده است. در این زمان طول و عرض جغرافیایی و ارتفاع محل و داده های دیگری نظیر سرعت حرکت را نشان میدهد. اما برای اینکه موقعیت ما را روی نقشه دهد نیاز به مرحله بعد داریم.
ب) نحوه load کردن و کالیبره کردن نقشه روی نرم افزار SmartCom:
1-نقشه ای با مقیاس مناسب و دقت کافی با فرمت تصویری JPG پیدا می کنیم. (یا نقشه را اسکن می کنیم).
2-نرم افزار اجرائی ogf2tool.exe را اجرا می کنیم. (این نرم افزار همراه بسته زیپ شده Smartcom وجود دارد).
3-نام و مسیر فایل jpg نقشه را داده و دکمه پائین وسطی بنام Create ogf2 file را کلیک می کنیم.
4-فایلی که با پسوند ogf2 ساخته شده را با کابل USB یا بلوتوث در آدرس data/smartcomgps/Maps کپی می کنیم.
5-برنامه Smartcom را اجرا کرده از منوی GPS گزینه Connect را انتخاب می کنیم.
6-وقتی گیرندگی GPS کامل شد (سبز شد) از منوی maps گزینه select map را زده و نقشه مورد نظر را انتخاب می کنیم.
7-اگر برای اولین بار نقشه را باز می کنید باید آنرا کالیبره کنید (به روش زیر)
8-روی نقشه یک دایره قرمز رنگ می بینید. با دکمه های تغییر جهت آنرا به یک نقطه مشخص ببرید (مثلاً تقاطع دو خط طول و عرض جغرافیائی مشخص در روی نقشه) و بزرگنمائی کامل بدهید (با دکمه # ) و دایره قرمز را دقیقاً در آن نقطه بگذارید و همانجا ok را بزنید و سپس Add… را مجدداً ok کنید.
9- Use point روی حالت yes باشد
10-طول و عرض جغرافیائی صحیح آن نقطه را وارد کنید (مثلاً N36 و E60).
11-از گزینه options گزینه ok را بزنید.
12-این عمل را حداقل برای 3 نقطه دور از هم تکرار کنید (ترجیحاً تعداد نقاط بیشتر باشد).
13-اگر نقطه ای اشتباه وارد شده می تواند گزینه use point را No بزنید.
14-در نهایت گزینه Finish را انتخاب کنید. اکنون نقشه و GPS آماده به کار می باشد.
15- بهتر است در طی مراحل کالیبره کردن، در مکانی باشید که گیرندگی GPS نداشته باشد.

اکنون نقشه و GPS آماده به کار می باشد.
مراحل فوق هرچند ممکن است پیچیده به نظر برسد اما مطمئن باشید ارزشش را دارد!

در نهایت باید گفت به نظر این حقیر، GPS نوکیا هرچند تمام قابلیت های یک GPS دستی مثل گارمین ویستا را ندارد، اما در عوض قابلیت های اضافه ای دارد: اولا نقشه های راستری (تصویری) به هیچ وجه در گارمین قابل استفاده نیست. ثانیا GPS نوکیا از تکنولوژی جدیدی به نام AGPS (Assisted GPS) بهره می گیرد. در این روش، از مشخصات و ID سلول شبکه همراه کمک گرفته می شود تا GPS سریعتر بتواند موقعیت ماهواره ها را بدست آورد و لذا زمان Start up آن به نحو چشمگیری کاهش میابد.

مطلب فوق از سایت های http://forum.niksalehi.com و www.phalls.com و همچنین از تجربیات شخصی گردآوری شده است.
 
نوشته ی: دکتر سیروس نکوئی (مشهد)

منبع :کویر های ایران


کلمات کلیدی: gps ،کلمات کلیدی: جی پی اس ،کلمات کلیدی: نوکیا،n95