کلاهه

Never give up on anything.Go over,go under,go around,or go through.But never give up.

منطقه مرگ
چهارشنبه ٢٩ خرداد ۱۳۸٧  


صعود به ارتفاعات بالا خطرات قابل توجهی را برای سلامتی به همراه دارد. و بدون آگاهی از خطرات مرتبط با آن نباید انجام شود. این مقاله که به وسیله مرکز پزشکی کوهستان UIAA تهیه شده تازه ترین توصیه ها را ارائه می کند.

 
صعود به ارتفاعات بسیار مرتفع بالای 7000 متر

صعود به قلل بالای 7000 متر بدون اکسیژن مکمل امروزه امری متداول است اما اطلاعات در مورد مشکلات پزشکی و دشواری های عملی برای بقا محدود به تعدادی کوه نورد بسیار مجرب باقی می ماند. هدف این نوشتار آشنا ساختن کوه نوردان با برخی مشکلات اساسی  زیست در ارتفاعات بسیار مرتفع می باشد.

 


مشکل فیزیولوژیکی

مقدار اکسیژن هوا به طور خطی با صعود کاهش می یابد و سطح اکسیژن در ارتفاع 5500 متر ( اردوگاه اصلی اورست در نپال ) تقریبا حدود نصف اکسیژن در سطح دریا است. و این در قله اورست تقریبا به یک سوم می رسد. بدانید که فشار جزیی اکسیژن در قله اورست بسیار نزدیک به محدوده ای است که در آن انسان می تواند زنده بماند. اسکان دائم انسان در بالای 5400 متر – به علت کمبود اکسیژن متوقف می شود. در حالیکه انسان هم هوا شده می تواند هفته ها یا ماه ها در 6000 متر زنده بماند، تحلیل رفتگی (deterioration ) به طور پیوسته با معکوس شدن خود فرآیند هم هوایی که صعود به این ارتفاعات را ممکن ساخته است رخ می دهد.

 

اثرات جسمانی و ذهنی بر روی انسان

در حدود 6000 متر کوه نوردان هم هوا شده می توانند انتظار داشته باشند که احساس خوبی پیدا کنند ، اشتهای معتدل داشته باشند ، به طور عادی بخوابند و قادر به حمل بارهایی به وزن 25-20 کیلو در زمین آسان باشند. سرعت های صعود قابل مقایسه با سرعت های روی مسیرهای آلپی در طول سال های متمادی به خوبی مستند شده است.

در بالای 7000 متر ، وضعیت فرق می کند: احساس خستگی و بی حالی افزایش می یابد ، تمرین پیوسته غیر ممکن و صعود حتی شیب های آسان ، مشکل و نفس گیر می شود.

با وجود این ، صعود فنی با استاندارد بالا در این ارتفاع انجام و بارهای سنگین هم حمل شده است ، هر چند هدف باید زیر 20 کیلو باشد. سرعت های صعود به طور زیادی بسته به زمین و فیزیولوژی کوه نورد متغیر خواهد بود ، اما 400-300 متر در روز دستاورد بسیار معقولی است.

 

تحلیل رفتگی

تحلیل رفتگی پس از چند شب اقامت در 7000 متر به طور فزاینده ای آشکار می شود. احساس خستگی افزایش می یابد و مهمتر از همه اشتها کم می شود ؛ حتی غذاهایی که در ارتفاعات پایین تر دوست داشتنی بودند  بی مزه و غیر قابل خوردن به نظر می آیند. کاهش وزن زیاد  و بی حالی هم همراه می شود که بر مشکلات پخت و پز ، که حتی در شرایط مطلوب هم چندین ساعت طول می کشد ، می افزاید. خواب منقطع می شود و به علت کمبود اکسیژن ، سرما حتی در گرم ترین کیسه خواب ها بیشتر احساس می شود. اثرات تحلیل رفتگی پس از 4 تا 5 روز به طور فزاینده ای آشکار می شود و در صورتی که هوا شما را زمین گیر نکرده باشد ، توصیه می شود در بالای 7000 متر برای دوره های طولانی تر اقامت نکنید. از تلاش برای بر جای گذاشتن رکورد اقامت در ارتفاع با منتظر ماندن  به مدت چندین روز جهت صاف شدن هوا چیز زیادی عاید شما نمی شود چون احتمال ندارد که انرژی ذخیره برای استفاده از آن را داشته باشید. بهبودی از تحلیل رفتگی در ارتفاع بالا فرآیندی تدریجی است که تنها می تواند در ارتفاعات زیر 6000 متر صورت گیرد ، پس اردوگاه اصلی باید زیر یا تا حد امکان نزدیک 5000 متر باشد.

 

بیماری ها در ارتفاع بسیار زیاد

هر نوع بیماری در ارتفاع بسیار زیاد جدی تر از همان بیماری در سطح دریا است. گلو درد ها و سرفه دائمی شایع هستند که نتیجه هوای خشک و سرما می باشد و به گونه ای انگشت نما درمان آن دشوار است. ماسک صورت ابریشمی ( که تا حد امکان به طور دائم پوشیده می شود) با گرم و مرطوب نگاهداشتن هوا کمک می کند. استنشاق بخار ، به همراه یا بدون یکی از چندین نوع شربت اختصاصی سرفه هم ممکن است مفید واقع شود.

عفونت سینه به طور بالقوه خطرناک است. و نیاز به درمان فوری به وسیله پایین آمدن از ارتفاع و مصرف آنتی بیوتیک دارد ، چون تمایز بین یک عفونت و ادم ریوی ممکن است امکان پذیر نباشد.تعدادی از بیماری ها در نتیجه قرار گرفتن طولانی مدت در ارتفاع بسیار بلند روی می دهد. لخته های خون – که سبب درد در ماهیچه ساق پا  ( deep vein thrombosis ) ، درد در قفسه سینه ( pulmonary embolus ) ، و سکته مغزی ( ضعف یک دست و پا ) نتیجه کم آبی بدن ، تغییرات در لخته خون و زمان های طولانی بی حرکتی در کیسه خواب هستند.

ادم مغزی و ادم ریوی ناشی از ارتفاع زیاد هم ، که با وجود اینکه به طور معمول در ارتفاعات بین 5500 -4000 متر در طی هم هوایی دیده می شود ، به ناگهان در ارتفاعات بسیار بلند در کوه نوردانی که به خوبی هم هوا شده اند دیده می شود. ادم مغزی و سکته مغزی ( مثلا ضعف یک طرف از بدن ) ممکن است با خستگی ساده ، کم آبی بدن یا سرما زدگی اشتباه گرفته شود. تغییرات روحی مکررا روی می دهند – احساس بی تفاوتی به همراه  تغییرات خلق و خو ، نا امیدی یا شعف بی دلیل و گاهی اوقات غیر منطقی بودن در مباحثه همراه می شود. حافظه کوتاه مدت در بالای 7000 متر مختل می شود. تشخیص این اثرات و به یاد داشتن این که این اثرات ممکن است به وسیله بسیاری از داروهای ضد افسردگی ، نظیر قرص های خواب – هر چند این موارد در ارتفاعات پایین تر کاملا ایمن به نظر می رسند – بدتر شوند  ، بسیار مهم است.

 

سرما ، شستشو ، خروج مدفوع ، پوتین ها ، یخ زدگی ، آشپزی

اثرات سرما در ارتفاعات زیاد به دلایل مختلف برجسته تر است. ابتدا ، با درجه حرارت متداول 25- درجه شبی تابستانی در 7000 متر هوایی سرد دارد. باد های قوی با سرعت های بیش از kph 160  ( mph 100 (  مکررا روی می دهد و کمبود اکسیژن تولید حرارت خود بدن را تحت فشار قرار می دهد. بی تفاوتی و خستگی به بی توجهی کمک می کند – باید به طور مرتب فکر کنید چگونه خودتان را گرم نگهدارید!

ماسک های صورت ، لباس های  یک تکه one-piece down ، لباس های ضد باد ، پوشش های ضد باد/قابل تنفس برای کیسه خواب ها و لباس ها ، لباس های ارتفاع بلند را دچار تحول کرده است. توصیه های سازندگان با سابقه را باید در هنگام برنامه ریزی مد نظر قرار داد ، به همان صورت هم وسایل باید  به طور ویژه ای ساخته و متناسب باشند. پوتین های دو پوش پلاستیکی ، که فوق العاده سبک هستند ، در ارتفاعات موردی عادی هستند – یک ایراد آنها  رطوبت ایجاد شده بر اثر تعریق است : کفی ها و جوراب اضافی ، کفی های درست شده از فوم خانه خانه بسته  راه حل های خوبی هستند. کنترل بیماری پوتین پلاستیکی Plastic boot disease  ( پای سفید رنگ ، رنگ پریده  ، متورم ) دشوار است – تنها راه حل خشک کردن پا می باشد.

شستشو آشکارا مورد بی توجهی قرار می گیرد اما جوشاندن تمام آب ( هر چند در ارتفاع 7000 متر فقط در 77 درجه  می جوشد) به کاهش اسهال در نتیجه عفونت روده ها کمک می کند. بطری های ادرار ( به همراه یک قیف برای خانم ها ) بسیار مهم هستند( اندازه نیم لیتر معمولا مناسب است ، اما نه همیشه ). مدفوع کردن دشوار است ، اما لباس های مختلف با زیپ های مناسب در دسترس هستند: باید طرح لباس های زیر مورد توجه قرار گیرند تا اطمینان حاصل شود آنها را می توان با این سیستم استفاده کرد. یخ زدگی معمولا نتیجه چندین عامل است و کراراً قابل اجتناب می باشد. چون درک شخص از درجه سرما در حرارت های زیر 15- بسیار ضعیف است ، همراه داشتن دما سنج کوچک پلاستیکی ( که تنها چند گرم وزن دارند) ارزشمند می باشد.

درمان یخ زدگی جدی و تثبیت شده در جای دیگری توضیح داده می شود اما فرود از کوه ضروری است. وقوع یخ زدگی تقریبا همیشه به معنی پایان هر نوع صعود جدی برای قربانی در صعود تیمی در حال فعالیت و کار بسیار زیاد برای دوستانش است. داروها در این مورد کاربرد چندانی ندارند.

آشپزی برنامه خسته کننده و وقت گیری است : اجاق های قابل اعتماد ضروری هستند و هر چند Primus ، MSR ، یا دیگر اجاق های با سوخت در ارتفاع بسیار بالا به خوبی کار می کنند ، کار با آنها به دقت نیاز دارد و نگهداری آن چندان ساده نیست. استفاده از اجاق های مخلوط بوتان –پروپان ، سریع  ، سریع و ایمن است . اما گاهی اوقات دسترسی به سوخت از جمله مشکلات آن است.

متاسفانه ، هیچ کس تا به حال غذای خوشمزه ای را برای ارتفاع بالا طراحی نکرده است : غذاهای خشک معمولا پس از چند روز مورد قبول واقع نمی شوند ، و من انواع متنوعی از غذاهای پخته آماده بسته بندی شده در فویل را - علیرغم وزن آن - که تنها به گرم کردن نیاز دارند دوست دارم.

غذاهای گیاهی – پوره ، ماکارونی ، برنج پخته ، پنیر tsampa ( جو خرد و برشته شده ) ،dahl یا انواع لوبیا – در مقایسه با گوشت های چرب با کالری بالا نظیر همبرگر دودی ، سالامی و گوشت های کنسرو شده که در ارتفاعات پایین رایج هستند ، متداول می باشند. چون تنوع بسیار زیادی بین ذائقه افراد وجود دارد قاعده یک دستی را نمی توان ارائه کرد.

پیشتر از هر کسی سوال کنید که فکر می کنند چه چیزی را دوست دارند و در هر حال مقادیر کافی سوخت برای ذوب برف و شکر کافی فراهم کنید: هدف باید مصرف ایده آل 3 لیتر یا بیشتر به ازاء هر نفر در روز باشد. تنها مسایل تغذیه واقعی مایعات و کالری می باشند.

 

چادرها و حفره برفی

چادرهای جدید د ر چادر زنی در ارتفاعات مرتفع تحول ایجاد کرده اند. چادرهای جعبه ای ( box tents ) با طراحی ویژه هم به مجموعه آنهایی که برای مسئله اسکان در ارتفاعات مرتفع تلاش می کنند افزوده است ، اما این چادرها سنگین هستند. حفره های برفی ، coffins ، و کلبه های برفی پناهگاهی را در برابر باد ، صدا و برف فراهم می کنند و اغلب نسبت به بقیه موارد بهتر هستند.

 

وسایل اکسیژن

تصمیم به صعود به قله ای بالای 8000 متر بدون اکسیژن مکمل تصمیمی شخصی است. آگاه باشید که در ارتفاع 8000 متر شما نزدیک محدوده  فیزیولوژیکی انسان قرار دارید و اینکه عوامل ساده ای نظیر بیماری جزیی ، تغییر در آب و هوا و سرمای شدید هر کدام میزان اکسیژن قابل دسترس در ریه ها ، عضلات و مغز تان را محدودتر می کنند.

 

داروها و " آسیب مغزی "

هیچ دارویی ثابت نشده است که در پیشگیری از تحلیل رفتگی که در ارتفاعات روی می دهد ، موثر باشد. دیاموکس ( استازولامید ) ، که در پیشگیری از AMS در 5500-4000متر مفید است ، ثابت نشده که عملکرد را در ارتفاع بالای 7000 متر تغییر دهد. علیرغم برخی عقاید رایج مشخص نشده است  که ، ویتامین E ، سیر ، ماری جوانا یا الکل کمکی به این موضوع کند یا مانع آن شود.آمفتامین ها و محرک های دیگر شدیدا منع می شوند. در ارتفاعات مرتفع برخی داروها را باید با احتیاط فراوان مصرف کرد – قرص های خواب آور ، قرص هایی که به صورت کوتاه مدت عمل می کنند نظیر Temazepam به طور نسبتا گسترده ای مصرف می شوند و مفید  هستند اما می توانند باعث خماری ناخوشایند یا گیجی شوند ، پس برای اولین بار قبل از عزیمت به قله مصرف نکنید! به هر حال Temazepam در طی هم هوایی ، سبب AMS نمی شود یا آن را بدتر نمی کند ( قبلا به این موضوعات مشکوک بودند ) . زنان نباید ، حداقل از لحاظ نظری ، در ارتفاعات مرتفع قرص های بارداری مصرف کنند.

اثرات بلند مدت احتمالی کوه نوردی در ارتفاعات بسیار مرتفع توجه زیادی را به خود جلب کرده است. در حالیکه کمبود شدید اکسیژن بدون شک باعث صدمه به سلول های عصبی در مغز می شود ، هیچ مدرک بالینی مبنی بر " صدمه مغزی " یا اختلال عقلی در کوه نوردانی که مدتی را در ارتفاعات بالای 7000 متر گذرانده اند ، وجود ندارد. خطر عمده در صعود به مرتفع ترین قلل جهان ، مرگ تصادفی یا بیماری ناشناخته – که معمولا ترکیبی از شرایط برف , سرما و اثرات کمبود اکسیژن است ، می باشد.

 

نتیجه گیری ها

هیچ روشی برای پیشگیری کامل از اثرات سو ارتفاعات مرتفع وجود ندارد. قواعد آن به صورت زیر است :

*     هم هوا شدن در ارتفاع حدود 6500 متر.

*     رساندن آب به بدن با نوشیدن بیش از 3 لیتر در روز .

*     تا حد امکان داشتن کوتاه ترین زمان اقامت در بالای 7000 متر.

*     فکر کردن در مورد اثرات باد/سرما و ساختن کمپ و غار که تا حد امکان مصون از باد و سرما باشد.

*     فرود به  پایین در صورت ناخوشی حتی در صورتی که ظاهرا بیماری جزئی  باشد.

*     داشتن دوره های استراحت تا حد امکان کوتاه در ارتفاع زیر 5500 متر

 

منبع :www.8000metres.com

مترجم : فریدون شیرمحمدلی


 
گزارش تصویری بدرقه تیم نانگاپاربات
یکشنبه ٢٦ خرداد ۱۳۸٧  

 

 

گزارش تصویری بدرقه تیم نانگاپاربات ( باشگاه ما)

گزارش تصویری بدرقه تیم نانگاپاربات ( آناپورنا

 

و آنان که وجودشان سرشار از شور رفتن بود ،

پای در راه نهادند و راهی شدند .......

 

لیلا،کاظم،حسین،سهند،سامان،احسان و محمد

ادامه مطلب....


کلمات کلیدی: نانگاپاربات
 
تهدید غار اسپهبد خورشید
شنبه ٢٥ خرداد ۱۳۸٧  

خسرو یزدانی: همکار دیده بان کوهستان در گرگان ، از تخریب حریم منظر غار بی مانند اسپهبد خورشید خبر می دهد . این غار که در جاده ی فیروزکوه پس از پادگان دوآب و در دامنه ی " خطیرکوه " قرار دارد ، دهانه ی عظیمی به قطر تقریبی هشتاد متر دارد که از این جهت بسیار جالب توجه است . در نزدیکی و جلوی دهانه ی غار ، آثار یک برج دیده بانی ، یک دیوار ساروجی ، پلکان ، و در داخل تالار بزرگ غار آثار چند اتاق به چشم می خورد که این حکایت از کاربرد دفاعی غار در روزگاران گذشته دارد . احمد معرفت در کتاب کوه ها و غارهای ایران نوشته که اتاق های داخل غار در گذشته های دور مسقف بوده و « وجود قطعه تیر 5/3 متری به قطر 80 سانتی متر که در گوشه ی یکی از اتاق ها افتاده ، دلیل بر این ادعا است » . هم او نوشته که بنای دژ به احتمال زیاد ، متعلق به اواخر دوره ی ساسانی است . غار- قلعه ی اسپهبد خورشید در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده و گویا در میراث فرهنگی مازندران ، پرونده ای برای ثبت جهانی آن در دست تکمیل است . 

متاسفانه ، به تازگی در زیر دهانه ی غار عملیات سنگ شکنی و تولید شن و ماسه شروع شده است ! همچنین واحدهای ارتش ، اقدام به کشیدن سیم خاردار و برپا ساختن پایگاه در حریم اسپهبد خورشید کرده و سربازان در این محدوده به تمرین تیراندازی می پردازند .

جمعی از کوه نوردان مازندران ، به منظور معرفی و شناخت بهتر غار- قلعه ی اسپهبد خورشید که از آثار منحصر به فرد طبیعی – تاریخی ایران است ، قصد دارند مراسمی را با عنوان « روز خورشید » در تاریخ جمعه 31 خرداد برگزار کنند . این مراسم ، همراه با سخن رانی ، اجرای موسیقی و برنامه های فرهنگی دیگر خواهد بود که از ساعت ۹ صبح در پای غار ، بعد از پادگان دو آب ، برگزار خواهد شد .

منبع : دیدبان کوهستان

در همین رابطه : معرفی غار اسپهبد خورشید


کلمات کلیدی: غار اسپهبد خورشید ،کلمات کلیدی: خطیرکوه
 
خط الراس اشترانکوه
چهارشنبه ٢٢ خرداد ۱۳۸٧  

 

خط الراس اشترانکوه

خط الراس اشترانکوه واقع در استان لرستان، که مشکل ترین و فنی ترین خط الراس ایران بشمار می آید به طول تقریبی 30 کیلومتر (از قله گل گل تا کول جنون) از شمال غربی به جنوب شرقی امتداد یافته است. این خط الراس از 42 قله تشکیل شده است که بیش از نیمی از آنها بی نام هستند. خط الراس با یک کار تیمی در طی یک تلاش 5 روزه با موفقیت صعود گردید.مسافت طی شده در این برنامه از روستای تیون تا روستای کمندان 55 کیلومتر می باشد. روستاهای بیدستانک، تیون، دره تخت و کمندان پای صعود قله های اشترانکوه هستند.از آنجایی که خط الراس اشترانکوه به لحاظ فنی بودن بمراتب خیلی کمتر نسبت به دیگر خط الراس ها پیمایش گردیده است،لذا قله های آن هم کمتر نزد کوهنوردان شناخته شده می باشد و معمولا با نامهای متفاوتی نامیده میشوند.با بررسی نقشه های توپوگرافی منطقه و تحقیقات بعمل آمده از کوهنوردان اراک که بیشترین فعالیت را بروی خط الراس داشته اند؛ قله های اصلی خط الراس به ترتیب از شمال غربی به جنوب شرقی در جدول زیر خدمت دوستان و همنوردان ارائه می گردد.امید است گامی هرچند کوچک در راستای بهبود و اعتلای ورزش کوهنوردی کشورمان برداشته باشیم.آماده شنیدن هر گونه نظرات ،انتقادات و پیشنهادات شما عزیران در این رابطه می باشم.

همنوردانم در این برنامه : مهدی فرهادی(سرپرست )و همسر ایشان خانم منصوری .

امید وارم بتوانم گزارش کامل پیمایش خط الراس در امرداد ماه منتشر نمایم.

 

مشخصات قله ها 

ردیف

نام قله

مشخصات جغرافیایی

ارتفاع(متر)

طول و عرض جغرافیایی

1

کولورید

3950

-

2

بل پازن پیر

3850

-

3

گل گل

4060

N33 20 38.7

E49 17 19.6

4

گل ریزان

4015

N33 20 25.7

E49 17 39.6

5

گل گهر

4045

N33 20 23.8

E49 17 48.7

6

کولایو (کول کولایو)

4080

N33 20 23.0

E49 17 55.1

7

سن بران

4095

N33 20 24.8

E49 18 15.9

8

میرزایی

4080

N33 20 09.9

E49 18 21.5

9

فیالستون

4075

N33 20 08.8

E49 18 23.8

10

شاه تخت

3895

N33 19 48.3

E49 19 05.0

11

سوزنی های مهر جمال

3700

N33 19 04.5

E49 19 55.5

12

مهر جمال

3735

N33 19 03.3

E49 20 01.8

13

لگه

3735

N33 19 00.8

E49 20 18.3

14

سراب شاه تخت

3725

N33 18 30.6

E49 20 38.5

15

پیارو دره تخت

3770

N33 18 26.9

E49 21 11.0

16

پیارو کمندان

3895

N33 17 27.4

E49 22 32.3

17

ازنادر

3825

N33 16 08.9

E49 23 34.9

18

تخت شاه 1

3775

N33 15 34.6

E49 25 06.7

19

تخت شاه 2

3778

N33 15 28.8

E49 25 13.1

20

کول جنون (کول همایلون)

3830

N33 15 06.2

E49 25 44.3

 

 

 

مشخصات پناهگاه ها و جانپناه ها

 

 

ر

پناهگاه/جانپناه

مشخصات جغرافیایی

نام

ظرفیت(نفر)

ارتفاع(متر)

طول و عرض جغرافیایی

1

پناهگاه گل گل

30

2745

N33 22 21.5

E49 18 02.2

2

جانپناه چال کبود

12

3645

N33 20 58.9

E49 17 52.5

3

پناهگاه مرحوم سلیمانی

20

3030

N33 15 51.7

E49 26 00.6

 

 


کلمات کلیدی: خط الراس اشترانکوه
 
یک صعود باورنکردنی
دوشنبه ٢٠ خرداد ۱۳۸٧  

صعود

صعود, نوعی رزم است.

صعود, نوعی اعلام آمادگی است برای غلبه جوانمردانه بر ناجوانمردیها.

کوه نوردی, ورزش است؛ اما بیش از آنکه ورزش باشد, زندگی ست؛ دست و پنجه نرم کردن با مشکلات است. از نفس نیافتادن, بر خستگی ها غلبه کردن, در هر جایی که جایی نیست, بیتوته کردن, دنیا را به قدر یک کیسه خواب دیدن, سفره های پهناور را به لقمه های محقر مطبوع تبدیل کردن...

قناعتی به راستی دلاورانه, بلند نظرانه و علی وار...

صعود یک فرصت است: یک موقعیت.

تو, به هنگام صعود, فقط پیش نمیروی, میاندیشی و پیش می روی. تو به علت ها می اندیشی: علت رفتن, علت بودن, علت شدن...

هیچ کوه نوردی, بدون دانستن علل معنوی صعود یک دیواره, آن دیواره را صعود نمی کند. متوجه هستید که. علل مادی را نمی گویم: قهرمان شدن, شهرت, نام, عکس... نه... این را می گویم که هر دیواره ی صعب العبور, بخشی از زندگی است: یک پرهیز بزرگ از فساد است؛ یک روزه روح...

من همیشه حسرت این صعود باورنکردنی را در دل خواهم داشت...


بخشی هایی از یادداشتهای زنده یاد نادر ابراهیمی در کتاب یک صعود باورنکردنی


نقل از وبلاگ کوه قاف


کلمات کلیدی: نادر ابراهیمی
 
دلتنگی
یکشنبه ۱٢ خرداد ۱۳۸٧  

 

 

من اینجا بس دلم تنگ است
و هر سازی که می‌بینم


 بدآهنگ است
 بیا ره توشه برداریم
قدم در راه بگذاریم

 ببینیم آسمانِ هر کجا
 آیا همین رنگ است؟!؟

 

شعر »» مهدی اخوان ثالث
عکس »» شیراز ،سپیدان؛فروردین 86

 


کلمات کلیدی: سپیدان
 
خط الراس راستوند؛قله مالاگا
جمعه ۳ خرداد ۱۳۸٧  


قله مالاگا به ارتفاع 3250 متر در 35 کیلومتری اراک واقع می باشد.  این قله  از  پیش کوه های  زاگرس  به نام راستوند که از پلیس راه توره آغاز شده وبه شازند ختم می شود می باشند. از ویژگیهای این منطقه وجود تنوع پوشش گیاهی و حیات وحش متنوع و زیبایی است.در مسیر این رشته کوه 80 چاه در سال 58-57 توسط یک تیم تحقیقی شناسایی شده  که از 20 تا 180 متر می باشند. راه های صعود این قله متنوع می باشد ولی بهترین مسیر صعود از دوراهی بروجرد (پلیس راه توره ) به سمت روستای نهرمیان و روستای مروارید دره می باشد. مسیر دیگری مورد استفاده قرار می گیرد از سمت روستای حصار می باشد که این مسیر نسبت به قبلی طولانی تر ولی در فصل بهار بسیار زیبا می باشد.از دیگر قله های مهم منطقه شازند می توان به قله شهباز اشاره کرد.

با توجه به ویژگی هایی که این خط الراس داشت،به عنوان یکی از سری برنامه های آمادگی خط الراس اشترانکوه از طرف مهدی انتخاب شده بود.دوستان یک روز قبل از این برای جهت شناسایی و بارگذاری به قله پیارو کمندان رفته بودند و قرار بر این بود که روز برنامه من به تیم ملحق شوم.جهت آمادگی بیشتر و برای اینکه از بچه ها عقب نباشم و تمرینی هم داشته باشم ، با خودم قرار گذاشتم که عصر پنجشنبه برم دارآباد و با ماشین های شب رو بروجرد خودم را صبح جمعه به  پلیس راه توره برسونم.صعود دارآباد 2:30 و برگشت هم 2 ساعت طول کشید. 8:30 قهوه خانه قیدی بودم ،چایی خوردم و استراحتی و یک نیمرو .تا ساعت 12 ،زمان حرکت اتوبوس کار خاصی نداشتم.دو ساعتی بی خانمان بودن رو در ترمینال بیهقی تجربه کردم،مخصوصا زمانی که کوله ام رو زیر سرم گذاشته بودم و چرتی زدم.6 صبح پلیس راه پیاده شدم .بچه ها شب را در ساختمان هلال احمر خوابیده بودند.بعد از صبحانه دوستان هلال احمری مارا به روستای مروارید دره رسانیدند.از روستا به سمت شرق حرکت کردیم تا به گردنه و سپس یال زیر قله رسیدیم.2:30 قله صعود شد.امتداد خط الراس از قله در جهت سمال غربی-جنوب شرقی است و سنگ ها تشکیل دهنده آهکی و در بیشتر جا از نوع دلمیت است.بیشتر خط الراس بصورت دست به سنگ صعود می شود و گیره های خوبی دارد.صعود آن در زمستان می تواند فنی و جذاب باشد.در هنگام برگشت چند بوته گل لاله واژگون دیدیم که تصور نمی کردیم در این منطقه رشد کند.ساعت 6 عصر بعد از 11 ساعت این خط الراس 15.5 کیلومتری به پایان رسید و این چشمه ازنا در پای خط الراس بود که خستگی و تشنگی ما را برطرف کرد.


خط الراس راستوند؛ مالاگا

* فایل GPS مسیر را می توانید از اینجا دانلود کنید.

* دستگاه GPS از نوع گارمین etrex Vista و بیضوی مبنا Map Datum= WGS84


پی نوشت:
* عکسها از مهدی فرهادی.
*با تشکر از دکتر بیاتانی جهت اطلاعات منطقه.


کلمات کلیدی: خط الراس ،کلمات کلیدی: خط الراس راستوند ،کلمات کلیدی: قله مالاگا