کلاهه

Never give up on anything.Go over,go under,go around,or go through.But never give up.

سفرنامه اورامانات - قسمت اول
یکشنبه ۳ تیر ۱۳۸٦  

سفرنامه اورامانات - قسمت اول

از خرداد ماه و تعطیلات طلایی اون همیشه به عنوان بهار کوهنوردی ذکر میشود و همه کوهنوردان از ماهها قبل به فکر برنامه ریزی برایش هستند و تا رسیدن آن لحظه شماری می کنند.از یک ماه قبل قرار و مدار های برنامه گذاشته شد بود و تدارکات هم چیده شده بود.قبل از برنامه واقعا خوابم نمی برد.آخ جون چه برنامه تپل مپلی ؛پنچ روز میرویم ارومیه و خراب می شویم سر فرشید فاریابی!اما از اونجایی که این فرشید خان از ما خیلی کوهنوردتره ؛دو روز قبل از برنامه ها از ماجرا خبر دارد می شود و کوله بر دوش راهی ولایت فارس می گردد.بیچاره محسن !خدا به دادش برسه!خلاصه روز برنامه فرا رسید. صبح علی الطلوع کوله ام رو که بیشتر شبیه یک گونی رنگی است یا یک کوله کوهنوردی به دوش کشیدیم و عازم شرکت شدیم.تازه به شرکت رسیده بودم و هنوز عرقم خشک نشده بود که خبر آوردند چه نشسته ای که مرخصی ات بر باد رفت.این پارچ آب یخ اولش خیلی حال داد ولی وقتی از شوک این خبر کذایی خارج شدم فهمیدم که برنامه بی برنامه؛از التماس و گریه زاری و اشک تمساح ریختن هم کاری بر نمی آمد.وقتی به حمید گفتم ؛ گفت شوخی می کنی برو بچه سر به سرم نذار!ولی بعد که دید واقعا جدی می گم زد زیر خنده.اینقدر از دستش حرصم گرفته بود که نگو. می خواستم با همون گوشی تلفن بکوبم توی سر خودم!این حمید ذلیل مرده هم مرتبا پیغام می داد که :یک محموله سماق اصل کبابی رسیده ، بفرستم خدمت تون این چند روزه بیکار نباشید ؛سماق بمکید!دیگه کفرم بالا اومده بود،مگر دستم به دستش نرسه!
حالا من چه طوری از ارومانات سر در آوردم برای خودش قصه ای دارد که تعریف می کنم.فعلا کرمانشاه رو بچسب.ای ول کـ‍ُـ‌ــــرَه!

محوطه تاریخی بیستون: دارای ۲۸ اثر ثبت شده است که مهمترین آنها شامل کتیبه داربوش برزگ؛ مجسمه هرکول؛ مر خریل؛ مر تاریک؛ مر دودر؛ آتشدان پارتی ؛ بقایای شهر پارتی ؛ سنگ بلاش ؛ نقش برجسته متریدات دوم؛ فرهاد تراش ؛؛بقایای بنای ایلخانی ؛بقایای بنای ساسانی ؛سراب بیستون ؛کاروانسرای صفوی ؛بقایای گورستان پارتی و وقف نامه شیخ علیخان زنگنه است.

مجسمه هرکول :

در بهمن ماه سال 1337 هنگامی که کارگران شرکت شوسه برای احداث راه جدید همدان به کرمانشاه در دامنه کوه بیستون مشغول خاکبرداری و خروج سنگ از پای کوه و تسطیح جاده بودند . در حین کار به مجسمه نسبتاً بزرگی برخورد می نمایند که قسمتی از شانه آن از زیر خاک نمایان گردید . در دوران پارتی ورثرغنه یکی از محبوب ترین خدایان بود که اغلب به صورت پیکره های گلی و سنگی نشان داده شده است . یک نمونه از این دست پیکره هرکول / ورثرغنه است که در کنار شاهراه شرقی- غربی جاده بزرگ ابریشم یا جاده بزرگ خراسان در بیستون نزدیک کرمانشاه از سنگ تراشیده شده است . خدا (هرکول ) به صورت شخصی نیرومند کاملاً عریانی با موی و ریش مجعد در حال استراحت بر روی پوست شیری نشان می دهد که بر سکویی به طول 20/2 متر به پهلوی چپ به طور نیم خیز به آرنج تکیه نموده و در دست چپ پیاله ای دارد که تا نزدیک صورت نگه داشته است و نیز دست راستش برروی پای راست قرار گرفته و پای چپ را تکیه گاه پای دیگر نموده است . سر مجسمه که در قدیم از بدن آن جدا شده بود قبل از خاکبرداری توسط سرپرست راه شوسه پیدا شد . طول مجسمه 47/1 متر که به طور برجسته از سنگ کوه تراشیده شده و از طرف پشت به کوه متصل است . در عقب مجسمه نقوش و کتیبه ای به زبان یونانی قدیم بر روی سنگ نقش شده است نقوش آن شامل درخت زیتونی است که از شاخه آن کماندان و تیردانی آویزان شده است . در کنار این درخت گرز مخروطی شکل گره داری حجاری شده که برجستگی آن نسبت به سایر نقوش بیشتراست . کتیبه به خط یونانی قدیم در هفت سطر بر روی لوحی به ابعاد 33 × 43 سانتیمتر که نمای آن به شکل معابد یونانی ساخته شده نوشته اند .زمان ساخت مجسمه در سال 164 ذکر شده است اگر آنرا با مبداء تاریخی سلوکی که 312 ق. م است بسنجیم سال 148 ق.م بدست می آید . چون سال یونانی سال قمری بوده است اختلاف سال قمری و شمسی در حدود پنج سال می باشد که تاریخ ساخت مجسمه سال 153 ق.م تعیین می شود این تاریخ با اواسط سلطنت مهرداد اول اشکانی ( اشک نهم 174-136 ق.م ) تطبیق می باشد . در زیر تنه هرکول نقش شیری دیده می شود که در ازای آن از سر تا دم 200 سانتیمتر و بلندی دم آن 114 سانتیمتر است .

کتیبه بیستون( کتیبه داریوش ) :

در 30 کیلومتری شرق کرمانشاه و در ارتفاع صد متری بر روی صخره ای داریوش کتیبه مشهور خود را حک کرده است که تا سال 1835 کسی از راز آن آگاه نبود . چشمه بیستون محل اطراق کاروانها در دورانهای مختلف بوده است برای همین کسان زیادی کتیبه داریوش را دیده اند و شرحی از آن را در سفرنامه ها یا خاطراتشان گفته اند . از قدیمی ترین آثار درباره این نوشته ، گفته های دیودورسس سیسیلی است که در قرن اول پیش از میلاد این حجاری را به الهه سمیرامیس و صد نیزه داری که اطرافش را گرفته اند نسبت داده و گفته است بدستور سمیرامیس در زیر نقش برجسته نوشته ای با حروف سریانی نقل کرده اند دیودور با تکیه بر نوشته کتزیاس چنین آورده است که صخره مکان مقدسی بوده و به زئوس خدای بزرگ یونانیان تعلق داشته است . ایزیدور خاراکسی جغرافی نویس باستان درباره راه کاروان رویی که از شرق بابل تا مرزهای خاوری امپراطوری روم کشیده شده شرحی نوشته و در آن بیستون را باپتانا در ناحیه ، کامبادنا نامیده است و می نویسد در باپتانا نوشته و تصویری از سمیرامیس است . و با وجود اختلاف نام بیستون با باپتانا که ایزیدور از آن یاد کرده در یکی بودن آنها کمتر می توان تردید داشت چون در کتیبه ، داریوش از ناحیه کامپادنا در سرزمین ماد در محل کتیبه نام برده شده است . ابن حقول آنرا نقش مکتب خانه ای می داند که معلم برای تنبیه شاگردانش تسمه ای در دست دارد . گاردان جهانگرد فرانسوی در سال 1794 این نقش را پیکره دوازده حواری مسیح دانست ، و تصویر فروهر را به مسیح نسبت داد . پورتر در سال 1818 حدس زد که این نقش ها پیکره شلم نصر و دو سردار و ده سبط ( قبیله ) اسرائیل است که به اسارت افتاده اند . خطر صعود از کوه مانع از آن می شد که کسی به کتیبه نزدیک شود . پورتر تا نیمه راه صعود کرد و طرحی از پیکره ها کشید . او درباره خطر بالا رفتن از کوه می گوید " هیچ زمانی بدون بیم مرگ از آنجا نمی توان بالا رفت " . بالاخره در سال 1835 اولین کسی که این صخره را در نوردید راولینسون انگلیسی بود که از ستون اول متن فارسی باستان نسخه برداری کرد . او افسر انگلیسی مأمور تربیت سربازان شاهی در ایران بود ولی به علت اختلافی که بین دولت ایران و انگلیس پیش آمده بود راولینسون مجبور شد ایران را ترک کند . اما در سال 1844 بعد از شرکت در جنگ افغانها (جنگ افغانستان ) مجدد به ایران آمد و بقیه متن فارسی باستان را رونویسی کرد و از ترجمه ایلامی آن که سکایی ، مادی و شوشی جدید نیز خوانده شده نسخه برداری کرد . مطالعات وی در سال 1857 مورد توجه انجمن آسیایی پادشاهی لندن واقع گردید و به این ترتیب راز کتیبه بیستون گشوده شده . کار راولینسون سبب شد تا این کتیبه مورد توجه دانشمندان زیادی قرار گیرد از جمله پروفسور ویلیام جکسن از دانشگاه کلمبیا که در سال 1903 از آنجا دیدن کرد و مطالعاتی بر روی کتیبه انجام داد که بیشتر تصحیح کار راولینسون بود . در سال 1904 اولین عکسها توسط لینگ و تامپسون برای موزه بریتانیا گرفته شد و مطالعات مفصل تری در ادامه کار راولینسون انجام شد . سپس در سال 49-1948 ژرژکامرون کتیبه را مجدداً و به طور کامل مورد مطالعه قرار داد . کامرون راه کوچکی را که سابقاً برای رسیدن به نقوش و کتیبه ها در سنگ تراشیده بودند پیدا کرد و کتیبه دیگری را که در طرف راست واقع است و تا آن زمان نسخه برداری نشده بود نسخه برداری کرد که معلوم شد ادامه کتیبه ایلامی است ضمناً کامرون یک قالب تهیه کرد که هم اکنون در دانشگاه میشیگان است . نتیجه مطالعات این دانشمند در مورد کتیبه بیستون این بود که دارای سه نوع خط فارسی باستان ، ایلامی نو ، بابلی نو یا اکدی می باشد و پس از رمزگشایی فارسی باستان فهمیده شد که تصاویر به داریوش و دو سردارش و ده شورشگر که در اوایل سلطنت او قیام کرده بودند تعلق دارد و شرح سرکوب این یاغیان می باشد .

مشخصات کتیبه بیستون :

این کتیبه یکی از معتبرترین و مشهورترین سندهای تاریخی جهان است . زیرا مهمترین نوشته میخی زمان هخامنشی است . مجموعاً سطحی که این کتیبه در برگرفته به طول 5/20 ( بیست متر و پنجاه سانتیمتر ) و عرض 80/7 ( هفت متر و هشتاد سانتیمتر ) می باشد . برای آسان شدن توضیحات ، کتیبه را در دو بخش مورد بررسی قرار می دهیم .

بخش اول : نقوش

نقش های این اثر تاریخی بر سطحی به طول 6 متر و عرض یا ارتفاع 3 متر و 20 سانتی متر حجاری شده است و شامل تصویر داریوش و کماندار و نیزه دار شاهی و 10 تن شورشگر است که یک تن در زیر پای داریوش و 9 تن دست بسته در مقابل او قرار دارند و سرهایشان بجز نفر اول بوسیله طنابی بهم وصل شده است و هرکدام لباس مخصوص کشور خود را بر تن دارند که آنها را از دیگری متمایز می سازد و بر بالای سر هرکدام نوشته ای است که نام شورشگر و محل شورش را معلوم می کند . اندازه قد هشت تن از اینان 126 سانتیمتر و آخرین نفر که سکونخا نام دارد با کلاهش 178 سانتیمتر می باشد . در این مجموعه شاه با چهره اصلی و با اندازه حقیقی یعنی 181 سانتیمتر نشان داده شده ، پای چپ و کمان او که در دست چپش قرار دارد بر بدن گئوماتا که زیر پای او به حال تضرع افتاده ، نهاده شده و دست راست پادشاه به نشانه پرستش به سوی فروهر بلند شده است . فروهر که نماد اهورامزدا است روبروی پادشاه قرار دارد و حلقه ای در دست چپ گرفته و دست راست خود را مانند پادشاه بلند کرده است این حرکت ظاهراً علامت دعای خیر است . یک ستاره هشت پر درون دایره بالای کلاه تقریباً استوانه ای شکل فروهر دیده می شود که همین نقش هم در تاج کنگره دار زیبایی که بر سر داریوش است ، دیده می شود . شاید بدین وسیله داریوش اهورائی بودن خود را نشان می دهد . پشت سر داریوش کماندار و نیزه دار شاهی ایستاده اند . شاه و افسرانش همگی یکنوع لباس بلند پارسی در بر و کفش سه بندی مشابهی به پا دارند . ولی سربندی که بر سر افسران است از لحاظ تزئین با تاج داریوش تفاوت دارد . ریش مستطیل شکل شاه نیز طبق معمول از ریش کوتاه سایرین متمایز است و همین بخش مستطیل ریش ، الحاقی است یعنی از تکه سنگ جداگانه ای ساخته شده و سپس با مهارت بسیار به چهره داریوش متصل شده است . در تصاویر فروهر و شاه و دو افسرش ، در هر دو مچ دستبند وجود دارد . این دقت و ظرافت در تیردان و بند آن و منگوله های متصل به نیزه و ریش و سربند افسران شاهی هم بکار رفته است . گئوماتا تنها اسیری است که کفش بندی به پا دارد و بقیه اسیران پابرهنه هستند . بر سطح حجاری شده 11 کتیبه کوچک هست .

بخش دوم : خطوط

موقعیت این خطوط نسبت به نقوش چنین است . در زیر نقش ها خطوط فارسی باستان در 5 ستون به طول 23/9 ( نه متر و بیست و سه سانتیمتر ) و عرض یا ارتفاع 63/3 متر ( سه متر و شصت سانتیمتر ) و 414 سطر قرار دارد .در دست راست کنار نقوش یک بخش کتیبه ایلامی به طول 60/5 ( پنج متر و شصت سانتیمتر ) و عرض یا ارتفاع 70/3 قرار دارد و بقیه این کتیبه در سمت چپ در امتداد خطوط فارسی باستان به طول 67/5 و عرض 63/3 متر و کلاً 593 سطر در هشت ستون قرار دارد .کتیبه اکدی ( بابلی ) در قسمت بالای کتیبه سمت چپ ایلامی قرار دارد با طول یا ارتفاع چهار متر (4) و عرض از قسمت بالا 52/2 و در قسمت پایین 31/2 این کتیبه به شکل ذوزنقه می باشد و در 112 سطر می باشد . مجموع خطوط و نقوش برابر با 120 متر مربع است .

کاروانسرای شاه عباسی در دهکده بیستون :

بر سر راه قدیمی همدان به کرمانشاه ، در جنوب غربی دهکده بیستون کاروانسرایی قدیمی است که ظاهراً به امر شاه عباس اول صفوی ( 1038-996 ه . ق ) ساخته شده است . اسکندر بیگ ترکمان درباره این کاروانسرا چنین می نویسد : " در حدود همدان شهر نو چمچمال پای کوه بیستون رباطی جهت نزول زوار عتبات عالیات ترتیب یافته رقم ثبت یافته امید که هر یک از بناهای خیر سبب فتح و فیروزی گشته آثار آن بر صفحات روزگار یادگار باشد . "کتیبه ای که بانی اولیه کاروانسرا را بشناساند وجود ندارد ولی در کنار کتیبه شاه سلیمان صفوی قاب کتیبه ای به ابعاد 31×44 سانتیمتر دیده می شود .احتمالاً کتیبه ای آجری یا سنگی که سال بنای کاروانسرا و نام بانی آن در آن آورده شده بود در این قاب بوده که شکسته و از بین رفته است .با توجه به کتیبه ای که از شاه سلیمان صفوی ( 1105 – 1077 ه. ق ) باقی مانده است به نظر می آید که بنای کاروانسرای شاه عباسی بیستون در زمان پادشاهی شاه سلیمان و صدارت شیخ علیخان زنگنه باشد . در عکس بالا کاروانسرا را در سمت راست ؛بقایای بنای ایلخانی را در وسط و بقایای بنای ساسانی که به قصر خسرو شهرت دارد را در سمت چپ می بینید.

کلیه اطلاعات برگرفته از بیستون است.


کلمات کلیدی: اورامانات