کلاهه

Never give up on anything.Go over,go under,go around,or go through.But never give up.

غروب جنگل طبرستان
دوشنبه ۱٩ شهریور ۱۳۸٦  

روي پلي ايستاده ام و در تاريکي انتظار مي کشم
فکر مي کردم تا بحال به اينجا رسيده اي.
اما در اينجا چيزي جز بارش باران نمي بينم،
حتي جاي پايي هم بر روي زمين نيست
و صدايي هم بگوش نمي رسد.
در جستجوي پناهگاهي يا چهره اي هستم،
تا مرا ياري دهد
آيا آشنايي وجود دارد؟
چرا همه چيز اينقدر آشفته است؟
شايد من عقل خود را از دست داده ام!
چه شب سرد نمناکيست!
و من در تلاش براي درک اين زندگي ام.
مي داني که هيچ کس دوست ندارد تنها باشد.
آيا خورشيد مرا به ميهماني روز دعوت مي کند؟

كجور - كليك ؛ شهريور ۸۶