کلاهه

Never give up on anything.Go over,go under,go around,or go through.But never give up.

كهار ناز
شنبه ۳ آذر ۱۳۸٦  

اولين برف پاييزي...

خط الراس كهار- ميشه نو - ناز


كهار ؛ چهارم آبان ماه

با تاخير راه افتاديم ،دوست بزرگوارم كمي رسيد.جاده كلوان زيبايي خاص خودش رو داره،مخصوصا توي اين فصل خزون.شب قبل بارون زده بود و بوي نم بارون همه جا پراكنده بود .پنجره ميني بوس رو كمي باز كردم ،زنده شدم .هر چند بخاطر سرماخوردگيم نمي تونستم درست نفس بكشم .انگار اين هوا به من نمي ساخت.هر دم و بازدم چندين سرفه به همراه داشت.روي كهار برف نشسته بود. اولين برف پاييزي !قرار بود كه دو تيم بشيم.اولي نازو كهار و دومي فقط كهار كه برنامه اصلي هم همين بود.اگر تنها خودم بودم،خط الراس ناز به كها رو اجرا مي كردم.بيشتر به خاطر مسير برگشت ؛چون يالي كه به ميشه نو و ناز ختم ميشه شيب تند تري داره و يال طولاني تري نسبت به يال كهاره و لامصبي هر چي ميري تمومي نداره.از يال كهار رفيتم.تو باغهاي بالاي روستا صبحانه خورديم.ما 9 نفر بوديم و تيم كهار هم 11 نفر.بچه هاي تيم رو به خوبي مي شناختم ؛قرار شد يك صعود آزاد داشته باشيم.تنهايي صعود رو خيلي دوست دارم.تا پناهگاه هر كس با سرعت خودش بياد،از اونجا به بعد با يك سرعت ثابت بريم.هوا فوق العاده عالي بود.با تاخير بقيه هم رسيدند.يك استراحت 15 دقيقه اي و سپس ادامه حركت. دو نفر از بچه ها قرار شد بمانند و با تيم كهار صعود كنند.با يك سرعت ثابت حركت مي كرديم ولي همين باعث شده بود كه بين نفرات فاصله بيافتد.هر ارتفاع مي گرفتم تنفسم بدتر مي شد و سرفه ام بيشتر شده بود.زير قله يك استراحت كوتاه كرديم تا بچه برسند.زير قله كمي برف بود.در مجموع 3:30 تا كهار.با توجه با وضعيتم به ناز نرفتم و فقط رضا و ابوذر رفتند.بقيه هم تصميم به ماندن گرفتند.روي قله باد سردي مي وزيد و همين گرماي آفتاب را دلپذير تر مي كرد.منتظر تيم دوم بوديم تا اونها هم برسند و با اونها برگرديم اما اين انتظار 2 ساعتي طول كشبد كه من ترجيح دادم اين فرصت رو از دست ندهم و بخوابم.با بچه ها برگشتيم جانپناه كهار و بعد از نهار هم برگشتيم روستا.6 پايين بوديم.برگشتمون بيشتر طول كشيد.