کلاهه

Never give up on anything.Go over,go under,go around,or go through.But never give up.

 
شنبه ٢ دی ۱۳۸٥  

خاطره مشترک اقوام ایرانی

از میان جشن های باستانی ایران اکنون دیگر تنها دو جشن است که همچنان عموم ایرانیان خود را پایبند گرامیداشت آن می دانند و در هر کجا که باشند این دو آیین را پاس می دارند؛ نوروز و شب یلدا. دیرزمانی است که ایرانیان زاده شدن دوباره خورشید را در طولانی ترین شب سال جشن می گیرند. خوردن خوراکی ها و مراسم دیگر در این شب بهانه ای است برای بیدار ماندن و برگزاری جشنی که در هر منطقه با توجه به فرهنگ و اقلیم منطقه، آداب و رسوم و ویژگی های خاص خود برگزار می شود.
جالب اینجاست که علاوه بر استفاده از میوه هایی مثل انار، خوردن هندوانه در شب یلدا از ضرورت خاصی برخوردار است زیرا ایرانیان بر این باورند که خوردن هندوانه موجب مقاومت بدن در مقابل سرمای زمستان می شود شاید از این روست که در سراسر ایران زمین، کمتر جایی را بتوان یافت که خوردن هندوانه در شب یلدا جزو آداب و رسوم آن نباشد. در آذربایجان مردم باور دارند که با خوردن هندوانه لرز و سوز و سرما به تن آنها تاثیری ندارد.
مردم خطه آذربایجان در این شب برای دختری که نامزد خانواده است با تازه عروس ها، هدایایی می فرستند که اطرافش با هندوانه و شال قرمز بزرگی که گرداگرد آن می اندازند تزئین می کنند. چرا که معتقدند شال قرمز باعث خوشبختی شادی و بخت زیبای عروس می شود.در اردبیل رسم است که مردم، چله بزرگ را قسم می دهند که زیاد سخت نگیرد و معمولا گندم برشته و هندوانه و سبزه و مغز گردو و نخودچی و کشمش می خورند.
مردم شیراز در این شب سفره ای می گسترانند که بی شباهت به سفره هفت سین نوروز نیست و در آن آینه و قاب عکس علی (ع) را جای می دهند. انواع و اقسام آجیل و تنقلاتی چون نخودچی، کشمش، حلوا شکری و رنگینک و میوه هایی چون انار، به و بخصوص هندوانه خوراکی های این شب را تشکیل می دهند. در شیراز همچنین رسم است که شب چله هویچ پلو یا کوفته سبزی طبخ کنند. اما مردم گیلان که به تنوع غذایی و مهمان نوازی شهره اند در جای جای شهرها و روستاها آداب خاص خود را دارند. در گیلان، مردم هندوانه را حتما فراهم می کنند و معتقدند که هر کس در شب چله هندوانه بخورد در تابستان احساس تشنگی نمی کند و در زمستان سرما را حس نخواهد کرد.
«آوکنوس» خوراکی وسوسه برانگیز و جدانشدنی از مهمانی های شب چله گیلان است. ازگیل خام (کنوس) را در خمره می ریزند و بعد از اضافه کردن نمک آن را پر از آب می کنند. سپس در خم را می بندند و آنرا یک ماهی نگاه می دارند تا پخته و ترشمزه و آبدار شود. آوکونوس را که عمدتا با نمک، گلپر و یا «دلار» (نمک سبز) می خورند در دید و بازدید های نوروزی گیلانیان هم می توان دید در شب یلدا اشعار و ترانه های گوناگونی در این دیار سبز خوانده می شود و قصه گویی پیران از افسانه های ایرانی و اتفاقات گذشته برای کوچکتر های خانواده جلو های دیگر دارد .
شب چله گیلانی برای زوج های جوان هم شبی به یادماندنی است و در این شب خانواده داماد برای عروس خود هدایا به همراه انواع میوه های شب چله و به همراه ماهی بزرگ تزئین شده ای می فرستند و دو خانواده به همراه میهمانانی دیگر به خوشی و شادمانی این شب بلند پاییزی را به سپیده دم خوشبختی پیوند می زنند. در تبریز نیز در موسم یلدا «عاشیق ها» می نوازند. عاشیق ها خنیاگران محلی هستند که فی البداهه شعر می سرایند و ساز می زنند و داستان می گویند. قصه هایی که عاشیق ها در شب یلدا می گویند ریشه در افسانه های کهن ایرانی دارد.
دکتر محمود روح الامینی روایت جالبی از یلدای مردم کرمان ذکر می کند. بنا به روایت او مردم کرمان تا سحر انتظار می کشند تا از قارون افسانه ای استقبال کنند. قارون در لباس هیزم شکن برای خانواده های فقیر تکه های چوب می آورد. این چوب ها به طلا تبدیل می شوند و برای آن خانواده، ثروت و برکت به همراه می آورند. یکی از رسوم قیدیمی لرها به این شکل بوده که پسران کوچک و نوجوان شب یلدا بر پشت بام خانه ها می رفتند و کیسه ای را به همراه روسری(گلبندی) از سوراخ دودکش خانه ها به داخل آویزان می کرده اند و شعری محلی می خواندند با این مضمون که صاحبخانه، ان شاءالله خیر به خانه ات ببارد و کدخدای خانه ات نمیرد.
و آنگاه صاحبخانه از تنقلاتی که برای شب چله تدارک دیده بود داخل کیسه می گذاشت و بچه ها متناسب با کرم صاحبخانه برای او ترانه ای می خواندند. در سایر نقاط ایران نیز رسوم مختلفی رواج دارد. از جمله اینکه در شهر خوی هدیه دادن شیرینی پشمک رواج دارد و این کار گویا به مناسبت شباهت پشمک با برف است. در روستاهای خراسان و آذربایجان در این شب خانواده پسری که با دختری نامزد شده طی مراسمی شاد با ساز و دف هدایایی برای دختر می فرستند. در یکی از شهر های گرمسار نیز متداول است که افراد یک قوم، یک قبیله یا خانواده دور یکدیگر جمع می شوند و شب خروس پلو می خورند و پس از خوردن شام به نقل قصه، مثلها و لطیفه ها می پردازند.
در فرهنگ ایرانی که همچنان خانواده مهمترین رکن جامعه به شمار می رود خانواده های ایرانی هر کجا که باشند در شب یلدا در کنار هم جمع می شوند و بلندترین شب سال را به هر ترتیبی که می توانند با شادی و صفا سحر می کنند. و آنچه پس از آن می ماند خاطره شبی است که به خاطرات یلدا های شیرین گذشته افزوده شده است. رضا نادم
.............................................................................................

اما شب يلداي من تنهايي در خانه و بي خوابي تا صبح از فكر مادربزرگي كه در بيمارستان چشم انتظار است...